متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 342

صفحه 342

استصحاب در مورد شکّ در بقاء است و نه شکّ ساری؟

برخی مدّعی هستند که دلالت این دو حدیث بر حجیّت استصحاب بسیار روشن است.

* کیفیّت استدلال آنها به این حدیث چگونه است؟

می گویند: کسی که یقین سابق داشت و شکّ لا حقّ پیدا نمود، باید بنا بگذارد بر یقین سابق چرا؟ زیرا که الیقین لا یدفع بالشکّ. به عبارت دیگر می گویند:

1- اوّل امام به صورت صغری فرموده: کسی که در گذشته یقین داشت و در آینده شکّ کرده است باید بنا را بگذارد بر یقین سابقش و اعتنا به شکّ لا حقّ نکند.

2- سپس امام تعلیل آورده به اینکه شکّ ناقض یقین نمی شود.

3- (ال)، هم ظاهرا (ال) جنس است.

در نتیجه: این قاعده ای است کلّی و در همه جا برای اجرای استصحاب از آن کمک می گیریم.

* نظر جناب شیخ در این رابطه چیست؟

نظر بدوی ایشان این است که این حدیث به درد قانون الیقین و شکّ ساری می خورد و نه استصحاب، چرا که روی ملاکهایی که برای شکّ ساری گفته شده دلالتش بر شکّ ساری روشن است. به عبارت دیگر:

1- گاهی متعلّق یقین و شکّ به لحاظ ماهیّت متفاوت و مختلف اند، فی المثل: یقین به وجود مقتضی تعلّق گرفته است و لکن شکّ ما در وجود مانع است اینجا جای قانون مقتضی و مانع است.

2- گاهی هم متعلّق یقین و شکّ به لحاظ ماهیّت و ذات متحداند که در این صورت محال است که وصف یقین با وصف شکّ زمانا متحد باشند.

یعنی محال است که در آن واحد نسبت به امر واحد مثلا عدالت زید هم یقین داشته باشیم، هم شکّ، چرا که مستلزم تناقض است.

پس: در جائی که متعلّق یقین و شکّ ماهیتا یکی هستند، باید به لحاظ زمانی مختلف باشند.

به عبارت دیگر: آنجا که متعلّق یقین و متعلّق شکّ ذاتا متحدند، نفس دو وصف یقین و شکّ به لحاظ زمانی مختلف اند.

فی المثل: عدالت زید در دیروز است و لکن یقین و شکی که به آن تعلّق می گیرند در دو زمان هستند، بدین معنا که یقین در زمان سابق که دیروز باشد به آن تعلّق گرفته و شکّ اکنون که زمان لا حقّ است به همان عدالت دیروزی تعلّق گرفته است به نحوی که با آمدن شکّ، آن یقین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه