متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 471

صفحه 471

همان غیر مذکّی است؟

به این دلیل که تذکیه یک امر شرعی توقیفی است که به لحاظ شرائط و احکام متوقف است بر بیان شارع. و لذا هرآن چیزی که غیر از این باشد میته است.

پس: میته یعنی هرآنچه که مذکّی نیست.

الحاصل:

1- مذکّی بودن سبب حلیّت و طهارت است.

2- شکّ ما در سبب است.

استصحاب می کنیم عدم تذکیه را.

در نتیجه چون اصل مزبور در رتبه سبب و موضوع جاری می شود، بر اصول حکمیّه طهارت و حلیّت مقدم است و نوبت به آنها نمی رسد.

* غرض از (ثمّ انّ الموضوع للحلّ و الطهاره و مقابلیهما هو اللحم او المأکول ...) چیست؟

بیان اعتراض سومی بر استصحاب عدم تذکیه است مبنی بر اینکه: اگر اثر شرعی مال فرد و مصداق باشد و ما بخواهیم با استصحاب کلّی، این فرد را اثبات کنیم، و سپس اثر، بر فرد مترتب شود، باز هم می شود اصل مثبت و جاری نیست.

فی المثل: اگر اثر شرعی از آن وجود زید باشد و ما کلّی انسان را استصحاب کنیم و بواسطه این استصحاب کلّی این فرد را ثابت کنیم تا وجوب تصدق بر وجود زید مترتب شود، اصل مثبت است، و ما نحن فیه نیز از همین قبیل است.

چرا؟ زیرا: شما با استصحاب کلّی عدم تذکیه، نتیجه می گیرید که پس این گوشت و یا پوست خارجی، مذکّی نیست و یا اینکه از حیوان غیر مذکّی است.

پس این لحم حرام و نجس است و اصل مثبت جاری نمی شود. و لذا باز هم نوبت می رسد به اصول حکمیه طهارت و حلیّت و براساس آن حکم می کنیم به طهارت و حلیّت.

و لذا شیخنا در پاسخ به این اعتراض می فرماید: ما استصحاب را در خود این گوشت و یا پوست خارجی اجرا کرده می گوئیم: حیوان این گوشت و یا پوست قبلا مذکّی نبود، اکنون در بقاء این عدم التذکیه شکّ داریم؟

استصحاب می کنیم عدم تذکیه این گوشت و یا حیوان این گوشت و لذا حرمت و نجاست برآن مترتب می شود و نیازی به اصل مثبت نیست.

***

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه