متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 476

صفحه 476

مذکّی بود که گفته شد، میته یک امر عدمی است.

امّا بر مبنای دوم که می گوید: میته یک امر وجودی است، و حرمت و نجاست را بر اساس ادلّه مترتب بر میته می داند و نه بر عدم المذکی، اشکال چهارمی پیش می آید که نمی توان استصحاب عدم تذکیه را جاری و یا اثبات نمود. چرا؟ زیرا با اجرا اصل عدم تذکیه و ترتب میته بودن و به این نتیجه رسیدن که پس حرام و نجس است، می شود اصل مثبت، که از قبیل اثبات احد الضدین به نفی ضد دیگر است و اصل مثبت هم حجّت نیست. و لذا باید از این اصل موضوعی گذشت.

آنگاه شکّ می کنیم که آیا این موضوع نجاست و حرمت یعنی موت حتف انف، حاصل شد است یا نه؟ استصحاب می کنیم عدم حصول آن موضوع را.

* با این استصحاب مذکّی بودن ثابت می شود؟

خیر، چون باز هم اصل مثبت است و از قبیل اثبات احد الضّدین بنفی الآخر می باشد.

* پس اجرای این اصل در اینجا چه ارزشی دارد؟

حد اقل موضوع نجاست را که موت حتف انف باشد برمی دارد و در نتیجه نوبت به اصول حکمیّه طهارت و حلیّت می رسد.

پس باید حکم به طهارت و حلیّت نمود و نه به حرمت و نجاست و لذا وجهی برای فتوای مشهور وجود ندارد.

* پاسخ جناب شیخ به این اعتراض چیست؟

پس از بیان اعتراض پنجم، در عبارت: لکن هذا کله، بدان پاسخ خواهد داد.

* غرض از عبارت (لما زعمه السید الشارح للوافیه ...) چیست؟

در حقیقت پنجمین اعتراض به استصحاب عدم تذکیه مشهور است بواسطه مرحوم سید صدر که می فرماید:

1- حکم شرعی حرمت و نجاست مترتب بر میته بودن است.

2- میته بودن هم یک امر وجودی است که همان مات حتف انفه است.

3- استصحاب عدم تذکیه نیز اصل مثبت است، همان طور که استصحاب عدم موت حتف انف اصل مثبت است.

* پس چه تفاوتی بین رأی سید و رأی قبلی وجود دارد؟

سید اصل مثبت را حجّت و آن را جاری می داند و لذا هریک از دو استصحاب جاری می شود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه