متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 487

صفحه 487

3- و گاهی منشا شکّ در بقاء کلّی ناشی از تبادل افراد است، فی المثل: می دانیم که آن فرد ضمن آن فرد تحقّق یافته و پایدار بماند یا اینکه نه فرد دیگری وجود پیدا نکرده و کلّی نیز از بین رفته است؟

* برای شکّ در بقاء به جهت شکّ در بقاء فرد مثال بزنید؟

فی المثل:

1- شخصی محدث شده بود به جهت جنابت.

2- در اینجا کلّی حدث است، که فردی به نام جنابت محقّق شده است البته، ممکن است در ضمن بول و یا در ضمن نوم محقّق شود، چرا که موجبات حدث بسیارند.

3- سپس این شخص شکّ می کند که آیا حدث هنوز باقی است یا نه؟ چرا که شکّ می کند که آیا غسل جنابت کرده است یا نه؟

پس: الشک فی بقاء الحدث، للشکّ فی بقاء الجنابه.

* انما الکلام در چیست؟

در این است که: شخص مزبور می تواند در اینجا اجرای استصحاب کند یا نه؟

* آیا می تواند یا نه؟

بله، هم می تواند در خود فرد جنابت، استصحاب جاری کند، هم می تواند در کلّی حدث استصحاب جاری کند.

* چرا؟

زیرا این امر بستگی دارد برآن اثری که این فرد می خواهد بر این استصحاب مترتّب کند، و لذا: اگر بخواهد اثر را بر خود فرد جنابت مترتّب کند، خود آن فرد را استصحاب می کند اگر بخواهد، اثر را بر کلّی مترتّب کند، کلّی را استصحاب می کند. فی المثل: نمی داند که حدث باقی است یا نه؟

نمی داند جنابت مانده است یا نه؟ نمی داند دخول فی المسجد حرام است، مربوط به کلّی حدث است و یا مربوط به حصول جنابت است؟

به او پاسخ گفته می شود که مربوط به خصوص جنابت است و لذا: استصحاب می کند جنابت را و حرمت دخول در مسجد را بر فرد جنابت مترتّب می کند.

اگر بخواهد اثر را بر کلّی حدث مترتّب کند، کلّی حدث را استصحاب می کند کلّی حدث را،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه