متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 11 صفحه 539

صفحه 539

همان موجود اولی است.

پس شکّ ما در بقاء است و مجرای استصحاب عینا همان موجود اولی است.

همان طور که کلّی انسان در ضمن زید موجود شد و سپس ما در بقاء آن کلّی در ضمن همان زید شکّ کردیم و نه در حدوث امر جدید.

پس: ما نحن فیه از قبیل کلّی قسم اوّل است و نه قسم سوّم.

الحاصل: تفاوت در این است که: ما هر قطعه از کلام را جزء برای کلّ بحساب می آوریم و لکن مستشکل جزئی برای کلّی.

* پس غرض از (هذا مع ما عرفت، فی الأمر السابق، من جریان الاستصحاب ...) چیست؟

بیان دومین توجیه است مبنی بر اینکه: به فرض که استصحاب کلّی تکلم از قبیل استصحاب کلّی قسم سوّم باشد و لکن این گونه نیست که استصحاب در کلّی قسم سوّم بطور مطلق جاری نشود، بلکه چنان که قبلا هم بیان کردیم ما قائل به تفصیلی شدیم که عبارت بود از اینکه:

1- در احتمال معیت که وجود فرد دیگر به همراه فرد اوّل محتمل است استصحاب جاری می شود.

2- در احتمال تأخر بلافصل، که شکّ داریم آیا پس از وجود فرد اوّل بلافاصله فرد دیگری جایگزین او شده است یا نه؟ استصحاب جاری نمی شود.

3- در جائی که شکّ ما در مراتب باشد مثل: سیاهی شدید و ضعیف که عند العرف سیاهی ضعیف بقاء همان سیاهی سباق است و نه مغایر با آن، استصحاب جاری می شود.

* منظور؟

منظور اینکه استصحاب تکلم نیز از این قبیل است که کلّی تکلم در ضمن مرتبه ای که قلیل الاجزاء قطعا موجود و معدوم شده است و لکن شکّ داریم که آیا بطور کلّی معدوم شده یا در ضمن مرتبه دیگری که کثیر الاجزاء باشد، موجود است؟ اگر در ضمن این مرتبه باشد عرفا ادامه و بقاء همان موجود اوّل است.

پس: شکّ در بقاء است، و مجرای استصحاب می باشد.

نکته: تاکنون مکرر گفته آمد که معیار، وحدت عرفیه است، یعنی:

1- هرکجا را که عرف امر واحد اعتبار نماید، شکّ ما در آنجا از قبیل شکّ در بقاء بود، و استصحاب جاری می شود.

2- هرکجا را هم که عرف متعدّد اعتبار نماید، شکّ ما در آنجا از قبیل شکّ در حدوث مثل بوده و جای استصحاب نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه