متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 12 صفحه 171

صفحه 171

المتیقّن بالوجدان تحقّق الموت یوم الجمعه لا حدوثه.

إلاّ أن یقال:إنّ الحدوث هو الوجود المسبوق بالعلم،و إذا ثبت بالأصل عدم الشیء سابقا، و علم بوجوده بعد ذلک،فوجوده المطلق فی الزمان اللاّحق إذا انضمّ إلی عدمه قبل ذلک الثابت بالأصل،تحقّق مفهوم الحدوث،و قد عرفت حال الموضوع الخارجیّ الثابت أحد جزئی مفهومه بالأصل.

و ممّا ذکرنا یعلم:أنّه لو کان الحادث ممّا نعلم بارتفاعه بعد حدوثه فلا یترتّب علیه أحکام الوجود فی الزّمان المتأخّر أیضا؛لأنّ وجوده مساو لحدوثه.نعم،یترتّب علیه أحکام وجوده المطلق فی زمان من الزّمانین،کما إذا علمنا أنّ الماء لم یکن کرّا قبل الخمیس،فعلم أنّه صار کرّا بعده و ارتفع کرّیّته بعد ذلک،فنقول:الأصل عدم کرّیّته فی یوم الخمیس،و لا یثبت بذلک کرّیّته یوم الجمعه،فلا یحکم بطهاره ثوب نجس وقع فیه فی أحد الیومین؛لأصاله بقاء نجاسته و عدم أصل حاکم علیه.نعم،لو وقع فیه فی کلّ من الیومین حکم بطهارته من باب انغسال الثّوب بماءین مشتبهین.

ترجمه

شک در تقدّم و تأخر امر حادث نسبت به زمان

تحقیق در این مسأله و توضیح آن این است که:تأخّر امر حادث:

1-گاهی در مقایسۀ با ما قبل خودش،نسبت به زمان مورد لحاظ واقع می شود مثل مثالی که گذشت و لذا گفته می شود:اصل عدم موت یعنی حیات زید است در روز پنج شنبه

پس مترتب می شود بر آن تمام احکام آن عدم موت و نه احکام حدوث موت در روز جمعه، زیرا آنچه که متیقّن است بالوجدان محقّق بودن موت زید برای مات در روز جمعه است و نه حدوث آن.جز اینکه گفته شود که:حدوث موت همان وجودی است که مسبوق به عدم است.

از آنچه گفتیم دانسته می شود که اگر حادث از جمله حوادثی باشد که به ارتفاعش پس از حدوثش علم داریم احکام وجود(و یا به تعبیر دیگر اثر الحدوث و اثر الوجود)در زمان متأخر (یعنی جمعه)نیز بر آن مترتّب نمی شود.چرا؟

زیرا:وجود او مساوی(و هم قطار)با حدوث او(در روز جمعه و یا پنج شنبه)است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه