متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 12 صفحه 208

صفحه 208

بله،بر این مبنا احتمال اثبات حدوث موت زید فی الیوم الخمیس می رود چراکه حدوث مرکب از دو چیز است وجودی که مسبوق به عدم است،یعنی چیزی که نبود و وجود نداشت، وجود پیدا کند بر این اساس می توان گفت که در ما نحن فیه نیز می شود گفت:

با استصحاب حیات در روز پنج شنبه می توان اثبات کرد حدوث موت او را در روز جمعه.

چرا؟

زیرا که حدوث موت در روز جمعه مرکب است از وجود موت در روز جمعه.و عدم وجود موت در روز پنج شنبه و لذا می گوئیم:

1-وجود موت زید در روز جمعه برای ما بالوجدان محرز است،یعنی می دانیم که مرگ او در روز جمعه محقّق شده است.

2-آنچه نمی دانیم،وجود موت است که مسبوق به عدم است،یعنی که نمی دانیم که مرگ زید در پنج شنبه نیز تحقّق داشته است یا نه؟

در اینجا استصحاب می کنیم عدم موت زید در روز پنج شنبه را و می گوئیم که در روز پنج شنبه موت زید حادث نشده بود.

به عبارت دیگر می گوئیم:یوم الجمعه،موت زید محقّق است بالوجدان،یوم الخمیس موت وجود ندارد بالاصل.

پس:حدوث موت زید در روز جمعه است.

الحاصل:اگر حدوث چنین چیزی باشد می توان آن را با استصحاب اثبات نمود.

*پس مراد حضرتعالی از(الاّ ان یقال)در متن چیست؟

این است که:شاید که باز ایراد گرفته شود که این اصل مثبت است،چراکه شما دست به استصحاب موضوعی زدید برای اثبات یک موضوع دیگری بتمامه:

1-مثل استصحاب عدم حائل،برای اثبات قتل در مثالی که در شرح آمده است.

2-و یا مثل استصحاب حیات فرد الی الغد و اثبات اینکه مات بالغد،در مثال دیگر که هر دو اصل مثبت اند.

بنابراین:تفاوتی نمی کند که شما با استصحاب حیات زید در روز پنج شنبه،اثبات کنید حدوث موت او را در روز جمعه یا که استصحاب کنید حیات او را در روز پنج شنبه و اثبات کنید وجود موت زید در روز جمعه را بعد از عدم وجود آن در روز پنج شنبه.چراکه باز هم اصل مثبت است.

الحاصل:استصحاب حیات زید فی یوم الخمیس برای ترتیب اثر شرعی بر حیات فی یوم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه