متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 12 صفحه 258

صفحه 258

مقتضی و چه در باب شک در رافع،حال در مانحن فیه چگونه می فرمائید که در باب استصحاب باید استعداد البقاء محرز باشد،بدین معنا که از ناحیۀ مقتضی تردیدی نباشد و تنها از ناحیۀ وجود رافع یا رافعیّت موجود شک داشته باشیم؟آیا این تناقض نیست؟

2-پاسخ دوّم این است که:شما در ضمن سخنان خود گفتید که:همانطور که تقیید به استمرار و ابدیّت نیازمند به اثبات است،همینطور هم اطلاق نیاز به اثبات دارد و حال آنکه اطلاق عبارت است از یک امر عدمی یعنی عدم التقیید و امور عدمیّه مطابق اصل یعنی اصل عدم ازلی،هستند و چنین امری نیاز به اثبات ندارد و بر فرض شک هم با یک اصل عدمی اثبات می شود.

بله؛اطلاق دارای دو اصطلاح است:

1-یکی اطلاق به معنای قید نداشتن و تخلیه و تعریۀ از قید.

2-یکی هم اطلاق به معنای عمومیّت و استمرار داشتن.

اطلاق به معنای دوّم یکی امر اثباتی است و نیاز به اثبات دارد و لکن اطلاق به معنای اوّل که مشهور و متعارف است و مراد شما نیز از اطلاق در این تعبیرتان که گفتید:انت نبیّی بدون احد القیدین،همان است که نیازی به اثبات ندارد و طرف مناظره می تواند چنین مطلبی را ادّعا کند.

*مراد از«و الحاصل:أنّ هنا فی الواقع و نفس الامر نبوّه مستدامه الی آخر الابد،و نبوّه مغیّاه الی وقت خاص...الخ»چیست؟

پاسخ سوم جناب شیخ به کلام میرزای قمی است و لذا می فرماید:

1-گاهی و در برخی از موارد چنانچه به حسب مقام بیان و ظاهر دلیل،سه فرد و سه قسم در کار است،در واقع و نفس الامر نیز چنین است،چنانکه فی المثل:ماهیّت لا بشرط مقسمی را به سه قسم تقسیم کرده می گویند:

ماهیت لا بشرط قسمی،که در واقع نیز خصوصیات فردیّه در غرض مولی دخیل نمی باشد و لذا بصورت مطلق و لا بشرط می گوید:اعتق رقبه.

ماهیت به شرط شیئی که وجود فلان خصوصیت در غرض مولی مدخلیّت دارد،مثل ایمان نسبت به رقبه.

ماهیّت به شرط لا،که عدم فلان خصوصیّت در غرض مولی دخیل است مثل عدم حدث و ریا و...در امتثال نماز.

2-لکن گاهی در ظاهر تعبیر و مقام بیان سه صورت تصویر می شود و لکن به حسب واقع و نفس الامر دو قسم بیشتر وجود ندارد.چرا؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه