متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 12 صفحه 398

صفحه 398

1-اینکه اخبار از یک واقعیت باشد بدین معنا که شک در واقع رافع یقین نیست که این احتمال باطل است چرا که مستلزم کذب است.

2-اینکه این جمله،جملۀ انشائیه باشد و در مقام متعبّد ساختن مکلّف باشد به ابقاء نفس یقین.

یعنی مراد این باشد که شمای مکلّف متعبد هستید که در زمان شک نیز بگوئید که من بر یقین هستم و یقین من باقی است.

این احتمال نیز باطل است،چرا که تکلیف بما لا یطاق است و لو نفس التکلیف ممکن باشد و لکن در عین حال عبد شاک نمی تواند خود را متیقّن بداند چرا که امور وجدانی تعبّدبردار نیست.

3-اینکه این جمله،انشائیه و در مقام تعبّد به احکام و آثار باشد.یعنی مراد این است که:با آمدن شک یقین وجدانا می رود منتهی نسبت به ظرف زمان ماضی که یقین داشتی در زمان لاحق که شک پیدا می کنی باز هم وظیفه داری که تمام آن آثار و احکام یقین را مرتب کنی به طوری که گویا اصلا شک نداری و در این جهت میان احتمال راجح به بقاء و یا احتمال مساوی و یا احتمال مرجوع به بقاء و راجح غیر معتبر به ارتفاع تفاوتی وجود ندارد.

تلخیص المطالب

*آنچه در تنبیه دوازدهم آمد در یک گفتمان ساده با شیخ انصاری(ره):

*جناب شیخ موضوع بحث در این تنبیه چیست؟

این است که:شکی که در عبارت(الیقین لا یرفعه الشک)مورد بحث است سه جور قابل تصوّر است:

1-یک شک متساوی الطرفین باشد به نحوی که احتمال بقاء با احتمال ارتفاع مساوی باشد.

این شک همان شک مصطلح در لسان اصولیین است که در مقابل ظنّ و در مقابل قطع است.

2-شکّی که بعد از یقین برای انسان حاصل می شود به نحوی که طرف بقائش راجح و طرف ارتفاع آن مرجوح باشد.بدین معنا که به بقاء حالت سابقه ظنّ دارد و به ارتفاع حالت سابقه و هم.

3-اینکه شک که پس از یقین برای انسان حاصل می شود به نحوی باشد که ظنّ داشته باشد به ارتفاع حالت سابقه و وهم داشته باشد به بقاء آن.

به عبارت دیگر:

تاره ما شک داریم در بقاء حالت سابقه.

تاره ما ظنّ داریم به بقاء حالت سابقه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه