متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 12 صفحه 89

صفحه 89

قدرت اوست،و لذا اینگونه امور از محلّ بحث خارج اند.

*چرا اثر شرعی مع الواسطه را نمی توان در اینجا استصحاب نمود؟

بخاطر اینکه وجوب یک درهم و به تعبیر دیگر وجوب تصدّق در مثالی که در بالا ذکر گردید اثر حیات نیست،بلکه اثر نمو است و حال آنکه فرض ما در آنجا استصحاب حیات زید بود و نه نمو.

به عبارت دیگر:ما نمی توانیم حیات زیر را استصحاب کنیم و نتیجه بگیریم نموّ را و سپس تصدّق یعنی وجوب یک درهم را.چرا؟

بخاطر اینکه:وجوب تصدّق اثر شرعی خود متیقّن یعنی حیات زید نیست تا بر آن مترتّب شود بلکه اثر شرعی نموّ است که ذی الواسطه است.

و حال آنکه در این فرض خود نمو،مجرای استصحاب و مورد این تنزیل شرعی نمی باشد بلکه این حیات است که مجرای استصحاب است.

پس:اینگونه از آثار نیز بر مستصحب ما بار نمی شوند،لانّ ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد.

بله،اگر خود نمو حالت سابقه داشته باشد و ما خود نمو را استصحاب کنیم و از آن نتیجه بگیریم وجوب تصدّق یعنی یک درهم را بلااشکال اثر شرعی بوده و بر مستصحب ما که نمو باشد مترتب می شود.

*چرا استصحاب موضوع برای اثبات ملزوم،ملازم و مقارن جایز نیست؟

به همان دلیل که در استصحاب الحکم گفتیم و آن این بود که آنچه از اخبار لا تنقض به ذهن تبادر می کند،جعل آثار و محمولات متیقّن سابق است در زمان لاحق و این شامل موارد مورد سؤال نمی شود و علی الفرض دلیل دیگری هم بر استصحاب آنها وجود ندارد.

*معنای کلمۀ مثبت چیست؟

مثبت به لحاظ لغوی یعنی ثابت کننده.

*آیا هر استصحابی هم اثبات کننده است؟

بله،هر استصحابی به دنبال اثبات کردن است و اختصاصی به اینکه مثبت یک اثر شرعی است و یا عقلی و یا عادی ندارد.و لکن هر استصحابی اصل مثبت نیست.

*استصحاب در چه صورت اصل مثبت بوده و حجّت نمی باشد؟

در صورتی که ما موضوعی را استصحاب کنیم برای مترتب کردن یک اثر غیرشرعی یعنی اثر عقلی و عادی بر آن.که در اینصورت حجّت نمی باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه