متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 13 صفحه 494

صفحه 494

ترجمه

مقام سوم

اشاره

-در تعارض استصحاب با ما عدای خودش از اصول عملیّه یعنی اصالت برائت،اصالت اشتغال و اصالت تخییر است.

-بحث اوّل:در تعارض برائت با استصحاب است.

-امّا اصاله البرائه(از آن اصولی است که)نه با استصحاب و نه با غیراستصحاب از اصول و ادلّه تعارض نمی کند،اعمّ از اینکه مدرک آن عقل باشد یا نقل.

-امّا عقل(یا برائت عقلیّه)روشن است،زیرا که عقل حکم به قبح عقاب(یعنی به برائت) نمی کند،مگر در صورت عدم البیان یعنی نبود دلیل بر تکلیف،چه بیان واقعی و چه بیان ظاهری.

-و امّا نقل(یا برائت شرعیّه):پس آنچه از آن هماهنگ با حکم عقل است(مثل رفع ما لا یعلمون...و النّاس فی سعه...)امرش روشن است(یعنی که عین همان برائتی است که عقل می گوید)و استصحاب وارد بر آن است.

-و امّا(برائت شرعیّه ای که)مثل این قول امام(علیه السلام)که می فرماید:کلّ شیء مطلق حتّی یرد فیه نهی(و یا-کلّ شیء لک حلال حتّی تعرف انّه حرام،که نه تنها عقاب را برداشته بلکه حکم به حلیّت هم کرده است).و لذا:

-گاهی گفته می شود که:مورد استصحاب در اینجا خارج از مورد برائت است.(چرا؟)بخاطر ورود نهی در مستصحب ولو در مرحلۀ قبلی(که عصیر العنبی غلا و ذهب ثلثاه بالهوای-که مورد استصحاب شماست،وقتی هم که ورد فیه النهی،از موضوع برائت خارج می شود چونکه موضوع برائت،حتّی تعلم انّه حرام است).

-در سخن اخیر اشکالی است به اینکه:این شیئی که در بقاء حرمت آن شکّ است،نهی ای از ارتکاب به آن در این زمان وارد نشده،پس به ناچار(به حکم برائت)باید که در آن مرخّص(یعنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه