متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 13 صفحه 504

صفحه 504

-لو کان النهی عنه فی حال کافیا فی النّهی عنه فی حال اخر لکان ممنوعا ولو مع عدم القول باعتبار الاستصحاب.

*مراد از(و یتلوه فی الضّعف ما یقال:...الخ)چیست؟

-دلیل سوّم مستدل است بر وارد بودن استصحاب بر برائت در محل بحث یعنی تعارض استصحاب با برائت است و لذا می گوید:

-اخبار حلیّت و برائت،مغیای به غایت است و غایت حتی یرد فیه نهی است لکن نهی بر دو قسم است:1-نهی واقعی 2-نهی ظاهری

*نهی واقعی،نهی ای است که بر ذات و طبیعت من حیث هی طبیعت تعلّق می گیرد مثل:

لا تشرب الخمر و یا لا تغصب و...

*نهی ظاهری،نهی ای است که بر شیء مجهول الحکم از آن جهت که مشکوک است تعلّق می گیرد مثل نهی استصحابی.

-در مسأله عصیر عنبی هم پس از ذهاب ثلثین بالهواء ما نهی استصحابی داریم و لذا غایت حاصل می شود که در نتیجه جای مغیّا نیست.

-پس:برائت موضوع ندارد و هذا هو معنی الورود.

*مراد مستدل از مطلب اخیر چیست توضیح دهید.

اینستکه:ما به غیر از نهی مذکور یعنی(اذا غلا یحرم)یک نهی دیگری درست می کنیم و آن اینستکه می گوئیم:

-عصیر العنبی غلا و ذهب ثلثاه بالهوی،لکن ما نمی دانیم حلال شده یا حرام است؟

1-اصل برائت می گوید حلال است 2-استصحاب می گوید حرام است.

-این استصحاب وارد است بر برائت،چرا که ورد فیه النّهی.

-کدام نهی؟

-نهی ای به نام لا تنقض الیقین بالشّک،چرا که لا تنقض استصحاب است و استصحاب مجسّمۀ نهی است و لذا ورد فیه نهی.

این نهی ظاهری بوده و بر شیء مجهول الحکم از آنجهت که مشکوک است تعلّق می گیرد.

*پاسخ شیخ به این استدلال چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه