متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 13 صفحه 505

صفحه 505

اینستکه:

اوّلا:آنچه از غایت یعنی حتّی یرد فیه نهی به ذهن تبادر می کند،نهی واقعی است و نه نهی ظاهری،به عبارت دیگر:غایت،ورود النهی از آنجهت که عنوان آن عنوان خاصّ است یعنی عنوان عصیر عنبی است مثلا می باشد نه از آنجهت که مشکوک الحکم تا که در ظاهر نهی داشته باشیم.

-به عبارت دیگر:یرد فیه،یعنی که در آن شیء یک نهی ای وارد شود،و حال آنکه در ما نحن فیه چنین نهی ای وارد نشده است و لذا غایت حاصل نشده است،پس مغیّا منتفی نمی باشد.

ثانیا:اگر مراد از نهی،اعمّ از ظاهری و واقعی باشد ما به شما می گوئیم:

-همانطور که اخبار برائت مغیّا است،خوب همانطور هم اخبار استصحاب مغیّاست به لا تنقض الیقین بالشک لکن تا زمانی که شک در بقاء باشد و یقین برخلاف نیاید.امّا وقتی که یقین آمد دیگر جای استصحاب نیست.

-البته یقین خود بر دو قسم است:1-وجدانی 2-تعبّدی

-حال:اگر شما بگوئید استصحاب وارد بر اصل برائت است و موجب می شود که غایت حاصل شود،ما نیز عکس همان را گرفته به شما می گوئیم:

-به برکت اخبار رخصت که ادلّۀ حجیّت خبر واحد آنها را حجّت می کند،ما یقین تعبّدی به رخصت پیدا می کنیم و لذا غایت استصحاب حاصل می شود.

-وقتی غایت استصحاب حاصل شود،جای استصحاب نیست.

-بنابراین:همانطور که شما گفتید که اخبار برائت،اختصاص دارند به موردی که استصحاب نباشد،ما نیز می گوئیم اخبار استصحاب اختصاص دارند به موردی که برائت در آن جاری نشود.

پس:وجهی برای ورود در محل بحث نیست،مضافا بر اینکه با این بیان شما،ورود اثبات نمی شود.

متن

فالأولی فی الجواب أن یقال:إنّ دلیل الاستصحاب بمنزله معمّم للنهی السابق بالنسبه إلی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه