متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 13 صفحه 574

صفحه 574

-و شک در طهارت آب و شک در نجاست ثوب اگرچه در یک زمان واحد بوده(و معیّت زمانی دارند)لکن چون اوّلی(طهاره الماء)سبب است برای دوّمی(طهاره الثوب)حال ذهن در دوّمی تابع حال آن است نسبت به اوّلی و لذا ناگزیریم از حصول ظنّ به زوال نجاست در مثال مورد بحث.

-پس:استصحابی که مفید ظنّ است،اختصاص می یابد به موردی که شک در آن تابع شک دیگری که موجب ظنّ می شود نباشد.

-پس:مطالبی را که گفته شد بفهم که خالی از دقّت نیست.

-و امّا شاهد بر این مطلب ما که استصحاب اختصاص به جانب سبب دارد اینستکه عقلائی که در امور معاش و بلکه معادشان بناگذار بر استصحاب هستند در مقامات سببی و مسبّبی هرگز به استصحاب مسبّبی اعتنا نمی کنند.

-و اگر کسی آنها را توجّه دهد(به اینکه در جانب مسبّبی هم می توانید استصحاب جاری کنید)باز هم اعتنا نمی کنند و در نتیجه حصّه و سهم آن فرد غایب را از میراث جدا کرده و کنار می گذارند و معاملۀ وکلاء فرد غایب را محکوم به صحّت می کنند و در صورتیکه از عیال آنها باشد فطریه اش را(با استصحاب حیاتش)پرداخت می نمایند،الی غیر ذلک از مواردی که بناست آثار حادثه(مضادّه)بر مستصحب سببی مترتّب شود.

*** تشریح المسائل:

*قبل از پرداختن بر دلیل چهارم از ادلّۀ تقدیم استصحاب سببی بر مسبّبی بفرمائید چه بحثی مقدّمه لازم است؟

-این بحث که هر امر حادثی دارای علّتی است که تا آن علّت تامّه نشود آن امر حادث نشده و یافت نمی شود و لذا:

1-گاهی یک امری حادث می شود و ما می گوئیم:وجد سببه فوجد المسبّب.

2-گاهی دو یا چند امر حادث می شوند که هریک دارای علّت مختّصّ به خود می باشد در اینجا هم می توانیم بگوئیم:

-فلان امر حادث،زودتر از دیگر حوادث بوجود آمد چرا که علّت تامّۀ آن زودتر محقّق شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه