متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 15 صفحه 131

صفحه 131

است. چرا که:

- اوّل می گوید: اکرام همۀ علما واجب است، سوّمی می گوید: عالم عادل اکرامش واجب نیست.

- از آنجا که این دو خبر عام و خاص اند، قاعده اینستکه: یقدّم الخاصّ علی العام یعنی که عام را با خاص تخصیص بزنیم. حال:

- اگر عام اوّل یعنی اکرم العلماء را با عام دوّم یعنی لا تکرم الفسّاق تخصیص بزنیم معنای اکرم العلماء می شود: یجب اکرام عدول العلماء چونکه فسّاق از دایرۀ علما کنار زده شد، و حال آنکه خبر سوّمی گفته است که: لا تکرم عدول العلماء.

- پس: نسبت میان خبر اوّل با خبر سوّم می شود تباین و در متباینین هم یرجع بالراجح و یطرح المرجوح او یتخیّر. و حال آنکه خبر اوّل و سوّم در ابتدا عموم و خصوص مطلق بودند و سوّمی مخصّص اوّلی می شد.

*انما الکلام در کجاست؟

- در اینجاست که آیا برای محاسبه و علاج قضیّه باید نسبت اوّلیّه را مدّنظر قرار داد یا که نسبت ثانویه را؟

*جناب شیخ نظر جنابعالی چیست؟

اینستکه: وقتی سه تا دلیل باهم تعارض می کنند:

* گاهی به نسبه واحده باهم تعارض می کنند، منتهی 1 - گاهی نسبت بین هرسه تباین است.

- فی المثل: موضوع در هر سه دلیل ذیل علماء است:

1 - اکرم العلماء 2 - یستحبّ اکرام العلماء 3 - یکره اکرام العلماء.

- امّا: یکی به نحو یجب، دیگری یستحبّ و سوّمی یکره است که نسبت به هم متباین هستند.

2 - گاهی هم نسبت بین آن ها مساوی و به نحو عموم و خصوص من وجه است مثل:

1 - اکرم العلماء 2 - یستحبّ اکرام الشّعراء 3 - یحرم اکرام الفسّاق.

- نسبت میان العلماء، الشعراء و الفسّاق در این سه خبر عموم و خصوص من وجه است و لذا تعارضشان هم به نحو عموم و خصوص من وجه و همه به نسبه واحده است، ما نیز بر طبق همین نسبه واحده آنها را معالجه می کنیم.

* گاهی هم به نسبه واحده نیستند بلکه متفاوت بوده باهم فرق دارند، مثلا نسبتشان عموم و خصوص مطلق است، خوب تعارضشان نیز به نحو عموم و خصوص مطلق است که مثالش گذشت آنجا که یک عام داشتیم و دوتا خاص که بحث در اینجا مفصّل است و لذا می گوئیم:

- این عام با آن دوتا خاص چند جور متصوّراند:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه