متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 15 صفحه 149

صفحه 149

1- (1) - الفوائد الحائریّه، ص 499.

حکم واقعی ثانوی نیز گفته می شود. چرا؟

- زیرا حکم واقعی، واقعه ای است که حکمش مورد شک قرار گرفته است و نسبت به آن حکمی که در واقع وجود دارد و مشکوک است، ثانوی است. چرا؟

- زیرا موضوع حکم ظاهری، که همان واقعۀ مشکوک الحکم می باشد، جز بعد از تصوّر حکم خود واقعه و شک در آن، تحقق پیدا نمی کند، (فی المثل سیگار کشیدن به خودی خود، حکمی دارد، ما در بحث خود فرض نمودیم که مکلّف در آن حکم شک پیدا کرده است.

- پس: هرگاه فرض کردیم که برای این فعل مشکوک الحکم، حکم شرعی وارد شده است، این حکم شرعی طبعا متأخّر از آن حکم مشکوک است، بنابراین آن حکم مشکوک، حکم واقعی است و وقتی که بصورت مطلق گفته می شود که (حکم واقعی)، مراد همان است.

- و این حکمی که در این واقعه وارد شده حکم ظاهری است. چرا که در ظاهر به این حکم عمل می شود.

- و امّا واقعی ثانوی است، چونکه متأخّر از آن حکم واقعی است، چرا که موضوع این حکم، از حکم واقعی در رتبۀ متأخّر است.

- حال: دلیلی که دلالت بر این حکم ظاهری می کند اصل نامیده می شود.

- امّا آنچه بر حکم اوّل دلالت دارد، چه با دلالت علمی و قطعی، یا به دلالت ظنی که مراد ظن معتبر است، دلیل نامیده می شود.

6 - دلیل را:

1 - گاهی مقیّد به اجتهاد کرده می گویند دلیل اجتهادی، چنانکه اوّلی را نیز گاهی دلیل می نامند.

2 - گاهی آن را مقیّد به فقاهتی کرده، می گویند دلیل فقاهتی.

نکته: علّت نامگذاری اماره به ادلّۀ اجتهادی و اصول به ادلّۀ فقاهتی، به ماهیّت و تعریف اجتهاد و فقه برمی گردد، و لذا:

- کسانی که اجتهاد را به (استفراغ وسع در تحصیل فقط ظن به حکم شرعی دانسته اند) و فقه را به (علم به احکام شرعی فرعی) تعریف کرده اند، اماره را دلیل اجتهادی و اصول را دلیل فقاهتی نامیده اند.

چرا؟

- زیرا از اجتهاد، توقع علم و قطع به احکام ندارند و در اصول عملیّه، فقیه علم به احکام ظاهر دارد؛ پس اصول، دلیل فقاهتی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه