متن،ترجمه و شرح کامل رسائل شیخ انصاری به روش پرسش و پاسخ جلد 15 صفحه 169

صفحه 169

حدیث و عدم امکان جمع بینهما به دلیل نبود گواه، به ناچار پناه بردیم به طرح یکی از آن دو (چون نصّ و یا اظهر و ظاهر نبودند).

- پس: خبرین متعارضین، نازل به منزلۀ خبرینی هستند که طرح یکی از آنها بخاطر کاذب بودنش واجب است، در نتیجه آن خبری اخذ می شود که نسبت به دیگری اقرب الی الصّدق است.

مراد از تطویل کلام پاسخ به یک شبهه است

- و امّا غرض از اطالۀ کلام در اینجا اینستکه برخی (یعنی سید مجاهد) خیال کرده اند که مرجّحاتی که از حیث سند و یا متن در کلمات علماء برای خبر ذکر شده است:

- بعضی شان مفید ظنّ قوی به صدق حدیث اند، و بعضی شان مفید ظنّ ضعیف به صدق حدیث اند، و بعضی از آنها اصلا مفید ظنّ به صدق نیستند.

- در نتیجه حکم کرده است به حجیّت مرجّح اوّل و دوّم و در مرجّح بودن سوّمی اشکال کرده است:

- یکی از حیث اینکه احوط، اخذ به خبری است که در آن مرجّح وجود دارد.

- یکی هم از حیث مطلق بودن ادلّۀ تخییر، و تخییر را تقویت کرده است بنابراینکه دلیلی بر مرجّح بودن امور تعبّدیّه در مقابل اطلاقات تخییر وجود ندارد.

دفع تخیّل مذکور:

اشاره

- و تو دانائی به اینکه: تمامی مرجّحاتی که ذکر شد مفید ظنّ شأنی هستند به آن معنائی که ما (بطور دقیق) ذکر نمودیم و آن عبارت بود از اینکه:

- اگر فرض می شد که (ما) قطع به کذب یکی از دو خبر (داریم)، احتمال کذب خبر مرجوح ارجح از صدق آن می شد و اگر علم به کذب یکی از دو خبر فرض نشود، چیزی که موجب ظنّ به کذب دیگری بشود در مرجّحات مذکوره نمی باشد.

- و اگر فرض شود که شیئی از این مرجّحات فی نفسه (یعنی قطع نظر از تعارض) موجب ظنّ به کذب خبر بشود (مثل مرسل بودن یکی در مقابل مسند بودن دیگری که به فرض هم متعارض نبودند مرسل موهن بود)، ساقطکنندۀ خبر از درجۀ حجیّت و خارج کنندۀ مسأله از باب تعارض می شود، در نتیجه آن شیء موهن نامیده می شود، و نه مرجّح، چرا؟

- زیرا که در صورت تأمّل تفاوتی روشن میان آن ارسالی که فی حدّ نفسه موجب مرجوحیّت خبر می شود و بین آن اموری که به ملاحظۀ تعارض و فرض عدم امکان جمع، موجب مرجوحیّت خبر می شوند.

***

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه