اند چونکه اگر هردو یا یکی از آن دو خبر حجّت نباشد، معارضه ای باهم نداشتند.
- منتهی، مضمون کتاب یکی از آن دو را بر دیگری ترجیح می دهد.
*دلیل دوّم ایشان چیست؟
- اینستکه: اصلا به خبر مخالف با کتاب ولو یکی بوده و معارض هم نداشته باشد عمل نمی شود تا چه رسد به اینکه یک معارض موافق با کتاب هم داشته باشد.
*چه اشکالی در اینجا به مرحوم محقق وارد شده است؟
- اینکه بین این دو دلیل شما تنافی وجود دارد. چرا؟
- زیرا شما در دلیل دوّم گفتید که اگر خبر مفرد و مخالف با کتاب باشد حجّت نیست تا چه رسد به اینکه معارض هم داشته باشد.
- در حالیکه در دلیل اوّل فرمودید که هر دو خبر حجّت اند، منتهی موافقت یکی از آنها با کتاب، آن را بر دیگری ترجیح می دهد.
*جناب شیخ نظر جنابعالی در این رابطه چیست؟
- اینستکه: غرض مرحوم محقّق اینستکه: خبر مخالف با کتاب و سنّت مقطوعه مطروح و مطرود است و لذا توجّهی به این ناهماهنگی در دو دلیل نداشته است.
*جناب شیخ مخالفت ظاهری کتاب با احد الدلیلین بر چند قسم است؟
- بر سه قسم است:
1 - گاهی ممکن است به صورت عام و خاص مطلق باشد.
2 - گاهی ممکن است به صورت تباین کلّی باشد.
3 - گاهی ممکن است به صورت تباین جزئی و یا عموم و خصوص من وجه باشد.
*مخالفت ظاهر کتاب با احد الخبرین به نحو عموم و خصوص مطلق چگونه است؟
- مقدمه باید بگوئیم: در قران یک عامی داریم که دلالت دارد بر وجوب احترام علماء و آن عبارتست از:
- هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون. که استفهام انکاری است.
- وقتی عالم با غیرعالم مساوی نیست، متوجه می شویم که لازم است که عالم را اکرام کنیم. یعنی از این عام قرآنی می فهمیم که اکرم العلماء.
- العلماء هم عام استغراقی است، بدین معنا که: هریک از علماء واجب الاکرام اند چه زید و چه غیر زید.
- پس: یک عام قرآنی داریم به نام اکرم العلماء که به عمومش می گوید همۀ علماء را اکرام چه زید و