بررسی گسترده ی فقهی: معونه الظالمین، الولایه من قِبَل الجائر و جوائز السلطان صفحه 319

صفحه 319

مردم آن ها و آن چه در دست آن ها بود را رها می کردند، آنان [بنی امیه] چیزی پیدا نمی کردند، مگر آن چه در دست خودشان بود [که با آن نمی توانستند با ما مقابله کنند.]

علی بن ابی حمزه ی بطائنی می گوید: آن جوان [دوست من] عرض کرد فدایتان شوم! آیا راهی برای بیرون آمدن از آن دارم؟ حضرت به او فرمودند: آیا بگویم انجام می دهی؟ عرض کرد انجام می دهم. فرمودند: از هر آن چه در دیوان آن ها کسب کرده ای خارج شو، آن چه را که مالکش را می شناسی به مالکش ردّ کن و آن چه را که مالکش را نمی شناسی از طرف مالکش صدقه بده که در این صورت من بهشت را از طرف خدا برای تو تضمین می کنم! ابن ابی حمزه می گوید: آن جوان سرش را مدت زیادی پایین انداخت، سپس عرض کرد: فدایتان شوم انجام می دهم.

ابن ابی حمزه می گوید: آن جوان با ما به کوفه برگشت، هیچ چیز روی زمین نداشت مگر این که از آن خارج شد، حتّی لباسی که بر بدنش پوشیده بود. ابن ابی حمزه می گوید: برای او از دوستان چیزهایی جمع کردم و برای او لباسی خریدیم و نفقه ای برای او فرستادیم. چند ماهی نگذشته بود که مریض شد و ما عیادتش می کردیم. یک روز بر او وارد شدم در حال احتضار بود، چشمانش را باز کرد و به من گفت: ای علی! به خدا قسم صاحبت [به عهدش] وفا کرد و سپس از دنیا رفت و [کفن و دفنش را] به عهده گرفتیم، تا این که روزی بر امام صادق … علیه السلام … وارد شدم، همین که مرا دیدند فرمودند: ای علی! به خدا قسم برای رفیقت وفای عهد کردیم. عرض کردم: بله راست می گویید فدایتان شوم! به خدا قسم خودش این چنین موقع مرگش گفت!

شاهد، در این بخش روایت است که فرمودند: «وَ مَنْ لَمْ تَعْرِفْ تَصَدَّقْتَ بِهِ»؛ هر که را نمی شناسی، از جانب او صدقه بده و نفرمودند که فحص کن تا او را پیدا کنی. پس این روایت دلالت می کند اگر مالک مجهول بود فحص لازم نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه