جوان و جوانی در سیره اهل بیت علیهم السلام صفحه 92

صفحه 92

صادق علیه السلام روایت می کند که مردی برای شکایت از فقر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد؛ آن حضرت فرمود ازدواج کن آن مرد ازدواج کرد و در زندگی اش گشایش حاصل شد.

در حدیث دیگری به همان مضمون چنین آمده است:

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله شَابٌّ مِنَ الْأَنْصَارِ فَشَکَا إِلَیْهِ الْحَاجَهَ فَقَالَ لَهُ تَزَوَّجْ فَقَالَ الشَّابُّ إِنِّی لَأَسْتَحْیِی أَنْ أَعُودَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَقَالَ إِنَّ لِی بِنْتاً وَسِیمَهً فَزَوَّجَهَا إِیَّاهُ قَالَ فَوَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْهِ [قَالَ] فَأَتَی الشَّابُّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ عَلَیْکُمْ بِالْبَاهِ؛(1) امام صادق می فرماید جوانی از انصار نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از فقر شکایت کرد. پیامبر فرمود ازدواج کن. جوان گفت من حیا می کنم تا نزد رسول خدا بازگردم. [و خواسته ام را مطرح سازم] مردی از انصار او را دید و گفت: من دختر زیبایی دارم و او را به ازدواجش در آورد. پس از آن خداوند در زندگی اش گشایشی ایجاد کرد. آنگاه جوان داستان را به اطلاع رسول خدا صلی الله علیه و آله رساند حضرت فرمود: ای گروه جوان بر شما باد ازدواج.

پس جوان مسلمان باید سعی کند تا در جوانی عهده دار مسئولیت زندگی شود و از گناه خود را نگه دارد. البته مسئولیت سنگین تر بر دوش دست اندرکاران و افراد دارای نفوذ و اقتدار جامعه است که در اندیشه جوانان باشند.

توبه در جوانی

کنون است وقت، اوحدی گر جوانی چو مرغان عاشق در آیی به ناله

(اوحدی مراغه ای)


1- (1) همان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه