بررسی مصادر و منابع فقه فریقین صفحه 143

صفحه 143

1- اعراف 7/199.

2- مجمع البیان، ج4، ص 414. چاپ بیروت مؤسسه اعلمی .

3- التفسیر الکاشف، ج3،ص439 محمّد جواد مغنیه.

خالی از اشکال نمی باشد. به ذکر چند نمونه از آنها می پردازیم:

1 - امام غزالی آن را چنین تعریف کرده است:

هُو ما استقرّ فی النفوسِ من جهه العقول فتلّقته الطباعُ بالقبول(1)

«عرف آن روشی است که از طریق عقل در نفوس استقرار و رسوخ یافته است و طبعهای سالم آن را می پذیرند.»

2 - استاد علی حیدر در شرحش بر مجله، به هنگام تعریف «عادت» می گوید:

«عادت، روشی است که در نفوس استقرار می یابد و در اثر تکرار زیاد، نزد صاحبان طبیعتهای سالم، مقبول و مورد پذیرش قرار می گیرد.»

وی سپس گفته است: «و العرف بمعنی العاده»(2)

3 - استاد محمّد مصطفی شبلی در تعریف آن گفته است:

«بنابراین عرف عبارت است از چیزی که مردم یا گروهی از ایشان به آن عادت می کنند. (آن را تکرار می کنند) و با آن انس و الفت می گیرند، تا این که در نفوس ایشان مستقر شود، خواه عملی باشد که در میان ایشان رایج شود، یا لفظی باشد که استعمال آن در معنای خاصی کثرت یابد، به طوری که به هنگام اطلاق آن لفظ، همان معنای خاصّ از آن تبادر کند، نه معنای اصلی آن.»(3)

4 - استاد عبدالوهاب خلاّف در تعریف آن گفته است:

«عرف عبارت است از چیزی که میان مردم متعارف شده است و بر طبق آن مشی و حرکت می کنند، اعم از این که گفتار یا عمل یا ترک عملی باشد، عرف عادت نامیده می شود.»(4)

وی سپس می گوید: «و فی لسان الشرعیین: لافرق بین العرف و العاده»

5 - مرحوم شهید صدر در تعریف عرف می فرماید:

عرف میل و گرایش عمومی انسان - اعم از دیندار و بی دین - به امری است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه