بررسی مصادر و منابع فقه فریقین صفحه 23

صفحه 23

1- وسائل الشیعه، ج18، ص41.

رُفِعَ عَنْ اُمَّتی تِسعه الخَطَأُ وَ النِسیان وَ ما استُکرِهوا عَلیْه و ما لایَعْلَموُنَ ...(1): «مؤاخذه نه چیز از امت من برداشته شد ؛ خطا و فراموشی و آنچه بر آن با کراهت و بدون میل خود وادار شوند و آنچه نمی دانند...»

و یا این که در مورد اصاله الاحتیاط به حدیث امیر المؤمنین علیه السلام تمسّک کرده اند، که آن حضرت به کمیل بن زیاد فرمود: اخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت(2): «دین تو به منزله برادر تو است، پس تا آن جا که می توانی نسبت به دینت احتیاط کن!»

البتّه واضح است که تبیین این قواعد کلی از سوی امام در آن عصر، به معنی اجتهاد رایج و متعارفی که امروزه در کلّ ابواب فقه جاری است نبوده است.

اوّلین تألیف در علم اصول

آنچه بین علما مشهور است، این است که اوّلین مؤلّف علم اصول محمّد بن ادریس شافعی بوده که کتاب الرّساله را در این باره نوشته است. شافعی این کتاب را در مکه نوشته و آن را برای عبدالرحمن بن مهدی محدّث مشهور (متوفی به سال 198ه.) فرستاده است، زیرا او از شافعی خواسته بود که برای او کتابی که شامل معانی قرآن باشد

تهیه کند و در آن راجع به اخبار و حجّیّت اجماع و بیان ناسخ و منسوخ از قرآن و سنّت

بحث کند.

شافعی درخواست عبدالرحمن را اجابت کرده و آن را نوشت و برای او فرستاد و به همین جهت «رساله» نامیده شد. زیرا خود شافعی نام «رساله» را بر آن نگذاشته، بلکه در

ضمن مطالب آن با عنوان «کتابی» یا «کتابُنا» یا «فی الکتاب کذا و کذا» به آن اشاره می کند.

سپس یک بار دیگر در مصر آن را بر شاگردان خود املاء کرد، تا مقدمه ای باشد بر کتاب فقهی خود، یعنی کتاب الامّ .

یاقوت حموی در معجم الادباء می نویسد:

«در حالی که شافعی جوان بود، عبدالرحمن بن مهدی به او نامه ای نوشت که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه