بررسی مصادر و منابع فقه فریقین صفحه 40

صفحه 40

1- رجال بحرالعلوم، ج3، ص177.

2- نساء 4/29.

3- تفسیر روح المعانی، آلوسی، ج4، ص24.

مجلسی در بحارالانوار نقل می کند که: مردی از شیعیان آن حضرت برای پرسش مسأله ای، خود را به شکل خیار فروشی در آورده بود و با این حیله به خدمت امام علیه السلام می رسید، تا حکم مسأله را از امام بپرسد.(1)

در چنین شرایط سخت و خطرناکی، چون دسترسی به امام علیه السلام مشکل بود، شیعیان

احکام خود را از فقها و شاگردان معروف امام علیه السلام می پرسیدند، آنان هم با استفاده از آیات و روایات فتوا می دادند. در طول دوره امامان هرگاه اصحاب ائمه با مسأله ای مواجه

می شدند که در قرآن و سنّت نظیر آن نبود، حکم آن را از قواعد کلّی حاصله از آموزشهای دینی به دست می آوردند.

شهید مطهری در این باره می نویسد:

«اجتهاد به معنی صحیح کلمه یعنی تفریع و ردّ فروع بر اصول و تطبیق اصول بر فروع، از زمان ائمه اطهار علیهم السلام در شیعه وجود داشته است ... البتّه به واسطه روایات زیادی که از ائمه اطهار علیهم السلام در موضوعات و مسائل مختلف وارد شده است، فقه شیعه بسی غنی تر شده است و نیاز به تلاشهای اجتهادی کمتر گردیده است، در عین حال شیعه خود را از تفقّه و اجتهاد بی نیاز نمی دانسته است.»(2)

روایات بسیاری وجود دارد که حاکی از افتاء اصحاب و شاگردان ائمه اطهار علیهم السلام در میان شیعیان است. صاحب تأسیس الشّیعه نقل می کند که در دوران امام سجاد علیه السلام سعید بن مسیّب در شمار فقهای ستّه ای بود که در مدینه فتوی می دادند و مورد وثوق و اعتماد

امام سجاد علیه السلامبود.(3)

ابن خلکان از هفت تن فقهای مشهور مدینه در دوره تابعین نام می برد که سعید بن مسیب و سلیمان بن یسار و عروه بن زبیر و خارجه بن زید را در شمار آن هفت تن ذکر کرده است و می گوید:

«این که این هفت تن به عنوان فقهای سبعه نامیده شده و به این نام اختصاص

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه