فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 135

صفحه 135

عموم من وجه می شود و مثل این است که مولا گفته باشد:علما را اکرام کن غیر از علمای فاسق و علمای نحوی را اکرام نکن.در این جا ماده افتراق از ناحیه دلیل اوّل،عالم فقیه است و از ناحیه دلیل دوّم نحوی فاسق و ماده اجتماع عالم نحوی عادل است.در این گونه موارد باید نسبت اوّلیه ملاحظه شود و هر کدام از دو دلیل خاص،مخصّص عام قرار گیرد،البتّه مادامی که افراد دو خاص آن قدر زیاد نباشند که شامل جمیع افراد عام شوند و یا تخصیص مستهجن را به دنبال داشته باشد و الاّ باید یکی از دو خاص را مخصّص عام قرار داد و دیگری را رها کرد.مثال دوام نسبت:هر گاه دلیلی بگوید:علما را اکرام کن و دلیل دیگر بگوید:اصولیین را اکرام نکن و دلیل سوّمی بگوید:نحوی ها را اکرام نکن و فرض کنیم که نسبت بین دلیل دوّم و سوّم تباین است؛در این صورت اگر دلیل اوّل را با دلیل دوّم تخصیص بزنیم،عنوان دلیل اوّل عالم غیر اصولی می شود و نسبت بین دلیل اوّل و دوّم،عموم و خصوص است،ولی با آمدن دلیل سوّم و ملاحظه آن،باز هم نسبت قبلی باقی می ماند زیرا هر عالم نحوی،عالم غیر اصولی است و هر عالم غیر اصولی،عالم نحوی نیست،مانند فقیهی که مقدار کمی نحو می داند.

انقیاد

به عنوان«تجرّی»رجوع شود.

ایجاب

«ایجاب»در دو معنای مختلف به کار می رود.این اختلاف به اعتبار کلمه مقارن با ایجاب است.1.ایجاب و قبول:اگر«ایجاب»همراه با«قبول»و در مقابل آن استعمال شود،مراد ایجاب و قبول در عقود است و گفته می شود:هر عقدی مشتمل بر ایجاب و قبول است.در این لحاظ،ایجاب عبارت است از لفظ یا عملی که ابتدا از یکی از دو طرف معامله صادر می شود،یا صیغه ای است که از تملیک کننده صادر می شود و قبول،لفظ یا عملی است که پس از آن واقع می شود و یا صیغه ای است که از پذیرنده تملیک صادر می شود.مثلاً در عقد بیع،عبارت فروشنده یا عمل وی در تملیک،ایجاب است و عبارت یا عمل خریدار،قبول است.2.ایجاب و وجوب:«ایجاب»و«وجوب»از حیث

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه