فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 200

صفحه 200

قبح هستند،ولی عقل نمی تواند آن را درک کند و اگر هم درک کند،متابعت حکم عقل،بدون بیان و تعلیم شارع صحیح نیست.

3.با فرض ثبوت حسن و قبح ذاتی افعال و امکان درک آن توسط عقل،آیا بین حکم عقل و شرع ملازمه است؟یعنی آیا عقل حکم می کند که هر چه را عقل نیکو دانست،شرع نیز باید بر طبق آن حکم کند،یا این که بین حکم عقل و شرع ملازمه نیست؟به عنوان«قاعده ملازمه»رجوع شود.

4.بعد از ثبوت ملازمه و قطع به لزوم حکم شارع بر اساس حکم عقل،آیا این قطع شرعاً حجّت است یا نه؟به عنوان«حجّت»رجوع شود.مرجع اختلاف در امر چهارم سه مطلب است.اوّل:در امکان این که شارع حجیت این قطع را نفی کند و از اخذ به آن نهی نماید.دوّم:بعد از فرض امکان نفی حجیت این قطع از سوی شارع،آیا شارع از اخذ به حکم عقل نهی کرده،هر چند حکم عقل مستلزم قطع باشد؟سوّم:بعد از فرض عدم امکان نفی حجیت قطع از سوی شارع،آیا معنای حکم شرع بر طبق حکم عقل،امر و نهی شارع است،یا معنای حکم شرع بر طبق حکم عقل این است که شارع می داند این فعل شایسته انجام دادن و آن فعل شایسته ترک کردن است و بنابراین،امر و نهی شارع نیاز به دلیل دیگری دارد؟

-معنی حسن و قبح:حسن و قبح در سه معنی استعمال شده اند:1.مراد از حسن و قبح،کمال و نقص است.یعنی هر چیزی که موجب کمال باشد نیکوست و هر چیزی که مستلزم نقص باشد زشت است.مثلاً علم چون موجب کمال است نیکوست و جهل چون موجب نقص است زشت است.این معنای حسن و قبح،صفت افعال اختیاری و متعلّقات افعال است.در این معنای حسن و قبح اختلافی نیست و ظاهراً حتّی اشاعره نیز این معنی را قبول دارند.این قسم از حسن و قبح،امر واقعی خارجی است و با اختلاف سلیقه و رأی،مختلف نمی شود و متوقّف بر ادراک و تعقّل کسی هم نیست.یعنی حسن و قبح به معنای کمال و نقص،حقیقتی خارجی و واقعی است که کسی به این حقیقت پی ببرد یا نبرد،وجود دارد.2.مراد از حسن و قبح،سازگاری و تنفّر نفس نسبت به فعل و متعلّق آن است.یعنی هر فعل و متعلّق فعلی که با نفس سازگار باشد نیکوست و هر چیزی که سازگار با نفس نباشد زشت است.این معنای حسن و قبح نیز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه