فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 224

صفحه 224

داشته باشند،حمل را«شایع صناعی»گویند.مانند:احمد انسان است،و زغال سیاه است.این نوع حمل را حمل شایع صناعی گفته اند زیرا اوّلاً:در استعمالات بین مردم رواج و شیوع دارد،و ثانیاً:قضایایی که مسایل علوم گوناگون را تشکیل می دهند،مشتمل بر این نوع حمل هستند.

حیثیت اطلاقیه

در قضایایی مانند:«انسان از آن جهت که انسان است ناطق است»عبارت«از آن جهت که انسان است»«حیثیت اطلاقیه»قضیه را بیان می کند.این قید در عبارات عربی به صورت«من حیث هو هو»یا«من حیث هی هی»فراوان به چشم می خورد.حیثیت اطلاقیه،اگرچه در ظاهر به صورت قید در کلام ظاهر می شود اما در واقع،چیزی را بر ذات موضوع نمی افزاید،بلکه تنها تکرار یا تأکیدی از همان موضوع قضیه است و بدین جهت در واقع،قید به شمار نمی رود.در زبان عرف نیز این گونه قضایا رایج است و در بسیاری از مناسبات گفته می شود:«او خود چنین کرد»یا«انسان خودش بهتر از هر کس خویشتن را می شناسد»الفاظ«خود»و«خودش»جز تأکید یک موضوع بسیط برای قضیه نیست و قیدی بر ذات موضوع اضافه نمی کند.تنها فایده حیثیت اطلاقیه این است که بیان می کند موضوع برای پذیرش محمول از هر قید و شرطی آزاد است،و هیچ امر مغایر با موضوع در ثبوت حکم برای موضوع و به دیگر سخن،در موضوعیت موضوع قضیه،نقشی ندارد. (1)

حیثیت تعلیلیه

«حیثیت تعلیلیه»در قضایایی فرض می شود که حکم محمول برای موضوع مستند به علّتی از علل می باشد،اما این استناد در متن قضیه ذکر نشده و در نتیجه،موضوع بدون تقید به آن علّت،موضوع حکم قرار گرفته است.مثلاً در قضیه«انسان خندان است»،ثبوت«خندان»برای انسان،معلول علّتی است(تعجّب و شگفت زده شدن)،اما این علّت در متن قضیه منعکس نشده است.وظیفه حیثیت تعلیلیه در قضایا این است که


1- (1) .شرح مصطلحات فلسفی:82،با تصرّف.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه