فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 238

صفحه 238

دلالت تقریر و هم چنین سایر اقسام سنّت از قول و فعل،شرط است که برای معصوم علیه السلام بیان واقع امکان داشته باشد،مثلاً در حالت تقیه نباشد.

دلالت تنبیه

هر گاه حکم بر صفت و علّتی مترتّب باشد به گونه ای که بفهمیم علّت حکم،همان صفت است،آن را«دلالت تنبیه»یا«ایماء»گویند.چنین حکمی در موارد مشابه نیز جریان پیدا می کند و اختصاص به همان فرد خاص نخواهد داشت.مثلاً در روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده که:شخصی نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله آمد و گفت:خودم را هلاک کردم.حضرت فرموند:چه چیز تو را هلاک کرد؟گفت:در ماه رمضان و در حالی که روزه بودم با همسرم عمل زناشویی انجام دادم.حضرت فرموند:بنده ای آزاد کن. (1)از این سؤال و جواب معلوم می شود که علّت وجوب آزاد کردن بنده،ارتکاب عمل زناشویی در روز ماه رمضان است.بنابراین،می توان این حکم را به موارد مشابه نیز تعمیم داد.دلالت تنبیه و اشاره از اقسام منطوق غیر صریح است.

دلالت جدّی

به عنوان«دلالت تصدیقی»رجوع شود.

دلالت سکوت

هر گاه عملی در مقابل معصوم علیه السلام انجام شود و مورد تأیید یا انکار ایشان قرار نگیرد بلکه معصوم علیه السلام علی رغم عدم وجود مانع برای بیان حق و واقع،سکوت نماید و در تأیید یا انکار آن عمل سخنی بیان نکند،این سکوت،دلیل بر امضا و تأیید آن عمل از سوی شارع است.این نوع از دلالت را«دلالت سکوت»گویند.

دلالت طبعی

هر گاه علاقه و ملازمه بین دالّ و مدلول ناشی از اقتضای طبیعت انسان باشد،دلالت را


1- (1) .من لا یحضره الفقیه:115/2،حدیث 1885.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه