فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 248

صفحه 248

مرتفع می شود. (1)به عبارت دیگر:اگر محمول،جزء ذات موضوع و یا تمام ذات موضوع باشد،آن را«ذاتی»گویند.مانند:انسان ناطق است.در این مثال،ناطق(محمول)ذاتی موضوع(انسان)است و با زایل شدن آن،موضوع نیز زایل می شود.اما اگر محمول،جزء ذات موضوع و یا تمام ذات موضوع نباشد،بلکه امری بیرون از ذات موضوع باشد که بر موضوع حمل شده است،آن را«عرضی»گویند.مانند:انسان خندان است.در این مثال،خندان(محمول)ذاتی انسان(موضوع)نیست،به گونه ای که با زایل شدن آن،موضوع نیز زایل شود.بلکه ممکن است محمول(خندان)از بین برود،ولی موضوع(انسان)باقی باشد.

-اقسام ذاتی:ذاتی بر معانی مختلفی اطلاق می شود که تهانوی و مرحوم مظفّر رحمه الله اقسام آن را ذکر کرده اند از جمله:ذاتی در باب کلّیات خمس،ذاتی در باب حمل و عروض و ذاتی در باب علل. (2)

ذهن

«ذهن»در اصطلاح فلاسفه به نیرویی گفته می شود که کار آن کسب علوم و ارتباط با عالم خارج از خود است.تمام ادراکات حسی،خیالی و عقلی به این نیرو مستند هستند.«ذهنی»چیزی را گویند که تنها در ذهن وجود دارد،مانند:باغی با درختانی که میوۀ آنها طلا و نقره باشد.

رافع و مانع

-3

«رافع»در اصطلاح اصولیین عبارت است از آن چیزی که فاعلیت مقتضی در بقا و استمرار اثر مقتضی را بر می دارد.یا این که رافع،آن امر وجودی است که عدم آن شرط بقای تأثیر مقتضی برای بقا و استمرار اثر مقتضی است.و«مانع»،آن چیزی است که وجودش مانع از تأثیر مقتضی در ایجاد و احداث اثر است.


1- (1) .بدایه الحکمه:62.
2- (2) .همان؛المنطق:366.
3- (3) .المعجم الاصولی:161/2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه