فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 294

صفحه 294

عدم ازلی آن جزء نیز منتفی گردیده است یا نه؟در این صورت آیا می توان در خصوص جزء دوّم موضوع استصحاب عدم ازلی را جاری نمود یا خیر؟مثلاً می دانستیم که«مرد غیرِ فاسق»از ازل معدوم بود و وجود نداشت.این موضوع دو جزء«مرد»و«غیر فاسق»دارد.اکنون برای ما بالوجدان محرز شد که«مرد»از وصف عدم خارج شد.و موجود گردیده است،اما«غیر فاسق»بودن او مورد تردید است،نمی دانیم آیا«غیر فاسق»هم چنان معدوم است و به عبارت دیگر:«مرد»موجود در وضعیت فعلی،غیر فاسق است یا فاسق؟آیا می توان با استناد به استصحاب عدم ازلی،حکم به غیر فاسق بودن این مرد نمود یا این که استصحاب در مواردی که موضوع از دو جزء وجودی و عدمی تشکیل شده و یک جزء بالوجدان احراز شده،جاری نمی شود؟

عدم اطّراد

«عدم اطّراد»،یکی از نشانه های تشخیص مجاز است.به عنوان«اطّراد و عدم اطّراد»رجوع شود.

عدم الدّلیل دلیل العدم

مقصود از این عبارت چنین است:آیا نبودن دلیل(عدم الدّلیل)می تواند دلیل بر نبودن حکم باشد؟گروهی از اصولیین«عدم دلیل»را از جمله ادلّۀ عقلی برای نفی حکم دانسته اند.یعنی دلیلی بر این حکم وجود ندارد پس حکم منتفی است.مرحوم محقّق حلّی رحمه الله می گوید:این استدلال در جایی صحیح است که انسان علم پیدا کند به این که اگر دلیلی بر این حکم وجود داشت،به آن دست می یافت،ولی اگر به این مرتبه نرسد و تنها شک یا ظنّ به عدم دلیل داشته باشد،نمی تواند با این استدلال حکم را نفی کند. (1)مرحوم فاضل تونی رحمه الله می گوید:کلام محقّق حلّی رحمه الله متین است و این راه را می توان پیمود و به آن اعتماد کرد،ولی تنها در مواردی که بسیار مورد ابتلای مردم بوده است،امّا اگر از اموری باشد که به ندرت مورد ابتلا واقع می شود،عدم دلیل را نمی توان دلیل نفی حکم دانست،مگر این که انسان تمام راه ها و منابع استنباط احکام شرعی را


1- (1) .الوافیه:178.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه