فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 296

صفحه 296

فوق،تنها دو قول وجود دارد و کسی قائل به تفصیل نشده است.یعنی عدّه ای از فقها قائل به جواز فروش چوب و انگور به بت ساز و شراب گیر هستند و عدّۀ دیگری قائل به عدم جواز هستند اما کسی تفصیل قائل نشده بین چوب و انگور.در چنین مواردی،احداث قول سوّم(تفصیل)جایز نیست،زیرا وجود دو قول و علم به عدم وجود قول سوّم،حالت اجماع را دارد؛گویا فقها اجماع دارند بر جواز در هر دو مورد یا عدم جواز در هر دو مورد و این مانند اجماع حجّت است.البتّه به شرط این که فقیه بداند معصوم علیه السلام داخل در یکی از این دو گروه است،کما این که علم به دخول معصوم علیه السلام در جمع مجمعین شرط حجیت اجماع است.ولی اگر علم به دخول معصوم علیه السلام در میان هیچ کدام از دو گروه نداشته باشد،احداث قول سوّم جایز است.

عدم صحّت حمل

«صحّت حمل»و«عدم صحّت حمل»،از نشانه های تشخیص حقیقت از مجاز است.به عنوان«حقیقت و مجاز»و«صحّت حمل»رجوع شود.

عدم صحّت سلب

به عنوان«حقیقت و مجاز»و«صحّت حمل»رجوع شود.

عدم محمولی

«عدم محمولی»،عدم به مفاد لیس تامّه است که وجود را از چیزی نفی می کند.به عبارت دیگر:وجود را از ماهیت سلب می کند.مثلاً وقتی می گوییم:زید معدوم است؛عدم را حمل کرده ایم بر زید و به همین علّت به آن«عدم محمولی»می گویند،در مقابل«عدم وصفی»که مفاد لیس ناقصه است و اتّصاف موضوع به صفتی از صفات را نفی می کند مثل این که گفته شود:زید عالم نیست.

عدم و ملکه

یکی از اقسام تقابل،«تقابل عدم و ملکه»است.مقصود از«ملکه»،صفتی وجودی است که عارض بر موضوعی می شود که آن موضوع صلاحیت و قابلیت اتّصاف به آن صفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه