فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 297

صفحه 297

را دارد.و«عدم ملکه»یعنی نبودن آن صفت وجودی در آن موضوع.مثل کوری و بینایی نسبت به انسان.انسان هم قابلیت متّصف شدن به بینایی را دارد و هم قابلیت اتّصاف به ضدّ آن که نابینایی است.

عدم وصفی

به عنوان«عدم محمولی»رجوع شود.

عَرَض

اشاره

«عرض»،ماهیتی است که اگر در خارج موجود شود،وجودش در موضوعی است که آن موضوع بی نیاز از آن عرض می باشد؛مانند سفیدی،سیاهی،شجاعت و....هر یک از این امور به گونه ای هستند که اگر در خارج تحقّق یابند،به صورت حلول در موجود دیگری خواهد بود.مثلاً تا جسمی نباشد که سفیدی بر آن عارض گردد،هرگز سفیدی وجود نخواهد یافت در حالی که جسم،بی نیاز از سفیدی است.به عبارت دیگر:احتیاج و نیاز یک طرفه است،نه دو طرفه.جسم برای وجود خود نیازمند سفیدی نیست،ولی سفیدی برای وجود خود نیازمند جسم است.عرض یا ذاتی است،یا غریب.به عنوان هر کدام رجوع شود.

عرض ذاتی

«عرض ذاتی»،امری است که بدون واسطه بر موضوع عارض می شود.

عَرَض غریب

«عرض غریب»در برابر«عرض ذاتی»است،و آن امری است که به واسطۀ امر دیگری بر موضوع عارض می شود. (1)

عرض و عرضی

-2

«عرض»در اصطلاح فلسفی عبارت از آن چیزی است که مقابل جوهر باشد و وجود


1- (1) .شرح مصطلحات فلسفی:96.
2- (2) .المعجم الاصولی:313/2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه