فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 298

صفحه 298

آن فقط در موضوع دیگری خواهد بود اما خودش وجود مستقلی ندارد به خلاف جوهر که وجود مستقل دارد.فلاسفه،مقولات نه گانه«کم»،«کیف»،«اضافه»،«این»،«ملک»،«فعل»،«انفعال»،«وضع»و«متی»را عرض می نامند.اما علمای منطق،عرض را آن چیزی(محمولی)می دانند که بر موضوع حمل می شود؛خواه آن محمول جوهر باشد و خواه عرض به اصطلاح فلسفی.مثلاً وقتی ناطق را بر حیوان حمل کرده و می گوییم:حیوان ناطق است،«ناطق»،از نظر علمای منطق عرض است چون حمل بر حیوان شده ولی از نظر فلاسفه،جوهر است.اصولیین نیز عرض را به اصطلاح منطقی به کار می برند.

«عرضی»در اصطلاح فلاسفه به محمول خارج از ذات موضوع که بر موضوع عارض می شود اطلاق می گردد؛خواه محمول،جوهر باشد یا عرض.مانند«ماشی»و«ضاحک»که هر چند از مقولۀ جواهرند،اما نسبت به حیوان عرضی هستند زیرا خارج از ذات حیوان بوده و بر حیوان حمل شده اند.اما در اصطلاح منطقی،«عرضی»،عبارت از محمول خارج از ذات موضوع است ولی جنس و فصل و نوع نیست.«عرضی»در اصطلاح اصولیین،اعم از معنای فلسفی و منطقی آن است و به مطلق محمول عارض بر موضوع گفته می شود.

عُرف

اشاره

ماده«ع،ر،ف»دو ریشه دارد: (1)1.به معنی پی درپی بودن چیزی،به گونه ای که اجزای آن به یکدیگر متّصل باشد.به یال اسب نیز از این جهت«عرف الفرس»می گویند که موهای یال در کنار هم و به حسب ظاهر متّصل به هم هستند.2.سکون،آرامش و طمأنینه.معرفت و عرفان از ریشه دوّم این ماده هستند.البتّه آرامش و طمأنینه از آثار معرفت است.«عرف»در زبان فارسی معادل رسم،روش،عادت،معمول و قانون غیر مدوّن است. (2)


1- (1) .لسان العرب؛مقاییس اللّغه؛ماده«عرف»؛التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم:96/8.
2- (2) .فرهنگ نوین،ماده«عرف».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه