فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 301

صفحه 301

کرده،ظهور عرفی مبنای استدلال قرار می گیرد؛فرقی هم نمی کند که متکلّم شارع باشد یا غیر شارع.مثلاً در مبحث امر و نهی،مشتق،عام و خاص،خبر واحد و...به ظهور عرفی استناد می کنند.

-حجیت عرف:برخی از اهل تسنّن مانند حنفیه ومالکیه،عرف را حجّت دانسته و آن را مبنای بسیاری از احکام فقهی خود قرار داده اند. (1)علمای شیعه معتقدند که اگر مقصود،حجیت عرف به صورت کلّی و موجبۀ کلّی باشد،و عرف به عنوان یک اصل مستقل در ردیف سایر ادلّۀ استنباط حکم شرعی قرار داده شود،مورد قبول نخواهد بود و با این توسعه حجّت نیست.اصولاً عرف به عنوان یک اصل مستقل حجّت نیست و شارع نیز عرف را به عنوان یک اصل،امضا و تأیید نکرده است،بلکه شارع برخی از احکام عرفی را مورد تأیید قرار داده است و چه بسا احکام عرفی که از طرف شارع مردود اعلام شده است.بنابراین،می توان نتیجه گرفت که عرف،یا به عنوان سیره حجّت است،کما این که در قسم اوّل از«جایگاه عرف در فقه»این گونه بود؛و یا عرف تنها برای تشخیص حکم یا موضوع صغرای سنّت حجّت است،کما این که در قسم دوّم و سوّم این گونه بود.اما عرف با عنوان خاص خود،دلیل مستقل و معتبری در ردیف سایر ادلّه به شمار نمی رود.بلی!اگر عرف از مواردی باشد که دلیلی بر نفی و اثبات آن از سوی شارع وارد نشده باشد،محکوم به اباحۀ ظاهری است. (2)اگر چه در بسیاری از مباحث فقهی به خصوص در بحث معاملات فقه،عرف جایگاه ویژه ای دارد ولی این به معنای حجیت عرف به صورت مطلق و به عنوان یک اصل مستقل نیست.

عرف خاص

«عرف خاص»،عرفی را گویند که در میان گروه خاصّی که عاملی خاص آنها را جمع کرده رواج دارد.مانند الفاظ و اصطلاحات مخصوصی که بین فقها،اصولیین،فلاسفه،پزشکان و...رواج دارد.


1- (1) .سرخسی از حنفیه می گوید:حکم ثابت به عرف مانند حکم ثابت به نصّ است.مالکیه نیز عادت را از جمله ادلّه شرعی می دانند.الاجتهاد:87 به نقل از المبسوط:138/12 و شرح تنقیح الفصول:198.
2- (2) .الاصول العامّه:423؛تهذیب الاصول سبزواری:196/1 و 51؛المستصفی:59/2؛اصول الفقه خضری:185.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه