فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 35

صفحه 35

گوینده قرینه ای بوده که مقصود او از لفظ مشترک لفظی یا معنوی و یا...را روشن می کرده ولی آن قرینه به مخاطب نرسیده و در نتیجه،موجب مجمل شدن لفظ گردیده است.قطعه قطعه شدن کلام:گاهی ممکن است قسمتی از کلام گوینده نقل شود و سبب اجمال شود در حالی که اگر همۀ کلام او نقل می شد،مقصود او روشن بود.اجمال در فعل:اجمال در فعل هنگامی است که شخص عملی را انجام دهد ولی به دلیلی،مقصود واقعی او روشن نباشد؛مانند این که معصوم علیه السلام در حضور کسی که از او تقیه می کند و یا احتمال می رود که تقیه نماید،وضو بگیرد.در چنین فرضی روشن نیست که معصوم علیه السلام وضوی واقعی گرفت یا وضوی تقیه ای.اعتبار و عدم اعتبار لفظ و فعل مجمل:اصولیین معتقدند که اجمال،موجب سقوط لفظ یا فعل از حجیت و اعتبار می شود.

نکته:لفظ مجمل ممکن است مفرد باشد مانند«قرء»و«عین»و ممکن است مرکب باشد مثل این که در کلام ضمیری ذکر شده باشد و مرجع آن ضمیر مشخص نباشد.از شخصی سؤال شد:«برترین اصحاب پیامبر صلّی الله علیه و آله کیست»؟آن شخص(شاید در حالت تقیه بوده)جواب داد:«کسی که دخترش در خانه ی اوست».این کلام مجمل است زیرا:هم دختر پیامبر صلّی الله علیه و آله در خانۀ حضرت علی علیه السلام بود و هم دختر ابوبکر در خانه ی پیامبر صلّی الله علیه و آله.

اجمال مخصّص لبّی

«اجمال مخصّص لبّی»در جایی است که عام به وسیلۀ مخصّص غیر لفظی تخصیص بخورد.مثلاً عالم با تقوایی به خدمتگزار خود بگوید:«یک لیوان نوشیدنی برای من بیاور».در این فرض،به طور یقین روشن است که مقصود گوینده نوشیدنی غیر الکلّی است.پس مشروب الکلّی تخصّصاً خارج است.این قسم مخصّص،لبّی است زیرا از غیر لفظ استفاده شده است.البتّه این نوع از تخصیص،از قبیل مخصّص متّصل خواهد بود.هم چنین است در مورد مخصّص لبّی منفصل.مثلاً:مولا بگوید:«هر طوافی مشروط به طهارت است».اما اجماع حاصل شود که در طواف مستحبّی طهارت شرط نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه