فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 393

صفحه 393

کَم

در زبان فارسی کلمه«چند»معادل کلمه«کم»است.در ادبیات محاوره ای مشاهده می شود که گفته می شود:از چند و چون ماجرا یا قضیه سؤال کردم یا گفتم.برخی نیز الفاظ عربی معادل این دو لفظ را استعمال می کنند و می گویند:از کم و کیف قضیه یا ماجرا....فلاسفه در تعریف«کم»می گویند:«کمیت»،آن عرضی است که ذاتاً قابل قسمت توهّمی باشد.پس باید دانست که اولاً:قابل قسمت بودن آن ذاتی باشد؛ثانیاً:این قابل قسمت بودن وهمی است نه در خارج. (1)تعریف های دیگر و توضیحات کاملی پیرامون این کلمه و قیدها و تقسیمات آن بیان شده است از جمله:تقسیم کم به متّصل و منفصل.

کنایه

«کنایه»در اصل عبارت از این است که گوینده از چیزی به وسیله لفظی که صراحت در دلالت بر آن چیز ندارد تعبیر کند و از این کاربرد لفظ غیر صریح در دلالت بر آن چیز نیز مقصودی داشته باشد،مانند این که بخواهد کلام او برای شنوندگان ابهام داشته باشد.لفظ«کنایه»بر ضمیر نیز اطلاق می شود.اما در اصطلاح اصولیین و فقهاء،«کنایه»در مقابل«صریح»است.یعنی«کنایه»،لفظی است که مقصود از آن فی نفسه پوشیده باشد؛خواهد مقصود از کنایه معنایی حقیقی باشد و خواه معنایی مجازی و«صریح»،آن لفظی است که فی نفسه(تنها با لحاظ لفظ بودن و مستعمل بودن آن)مقصود از آن روشن و معلوم باشد.

-اقسام کنایه:1.کنایه ای که برای غیر صفت و نسبت است،مانند این که برای تعبیر کنایه ای از انسان گفته شود:زندۀ راست قامت دارای ناخن های بلند.2.کنایه ای که برای بیان صفتی از صفات به کار می رود،مانند این که در میان عرب ها برای کسی که میهمان بسیار دارد،می گویند:«فلانی خاکسترش زیاد است».3.کنایه ای که برای بیان نسبت به کار می رود،یعنی برای اثبات امری برای امری


1- (1) .کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم:1381/2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه