فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 434

صفحه 434

مفهوم شرط

جملۀ شرطیه بر دو قسم است:1.آن جملۀ شرطیه ای که در مقام بیان موضوع حکم است.یعنی جزء اوّل(مقدّم)،همان موضوع حکم است که تحقّق حکم در جزء دوم(تالی)،متوقّف و منوط به تحقّق شرط در جزء اوّل است به گونه ای که نمی توان حکم را بدون آن شرط تصوّر کرد.یعنی شرط،محقِّق موضوع است.مثال:اگر دارای فرزند پسر شدی،نام او را علی بگذار.بدون شک،تحقّق جزء دوم(تالی)که نام علی گذاشتن است،متوقّف و منوط بر تحقّق جزء اوّل(مقدّم)است،یعنی باید دارای فرزند پسری بشود تا نام علی را بر او بگذارد.این قبیل جملات شرطی مفهوم ندارند زیرا صحیح نیست گفته شود:اگر دارای فرزند پسر نشدی،اسم او را علی نگذار.چرا که اصولاً،حکم منتفی شده است و با پسر نبودن فرزند،حکمی باقی نمی ماند تا آن را منتفی کنیم و به اصطلاح،سالبه به انتفاء موضوع است.عدم تحقّق موضوع،انتفاء حکم را به دنبال دارد.2.آن جملۀ شرطیه ای که شرط،محقِّق موضوع نباشد.یعنی ممکن است که جزا،بدون وجود و تحقّق شرط نیز تحقّق یابد.مثال:اگر دوستت به تو نیکی کرد،به او نیکی کن.در این جمله ممکن است دوست نیکی نکند ولی مخاطب به او نیکی کند.به عبارت دیگر:تحقّق جزا(نیکی کردن مخاطب)متوقّف و منوط به تحقّق شرط(نیکی کردن دوست)نیست.این قبیل جملات شرطی محل بحث هستند.آیا در این قبیل جملات،انتفاء حکم در صورت انتفاء شرط،از جملۀ شرطی استفاده می شود؟مرحوم مظفّر رحمه الله می گوید:دلالت جملۀ شرطی بر مفهوم،متوقّف است بر سه شرط مترتّب بر یکدیگر که ظهور جملۀ شرطیه در شرط اوّل و دوم به وضع است و در شرط سوم به اطلاق:1.باید جملۀ شرطی دلالت کند بر ارتباط و ملازمۀ بین مقدّم(شرط)و تالی(جزاء).2.باید جملۀ شرطی دلالت کند بر این که تالی(جزا)معلّق بر مقدّم(شرط)و مترتّب بر آن و تابع،مقدّم است و در نتیجه،مقدّم سبب تالی باشد.3.باید سببیت مقدّم انحصاری باشد.یعنی فقط مقدّم سبب تالی باشد و سبب دیگری در کار نباشد. (1)


1- (1) .اصول الفقه:106/1.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه