فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 483

صفحه 483

پارچه برای دوخت شلوار از بین برود.برخی نیز گفته اند:وصف،آن چیزی است که وجود و عدم آن در ارزش گذاری شیء دیگر از نظر افزایش و کاهش،مؤثّر باشد.برخی نیز گفته اند.آن چه که با از بین رفتن آن،باقی ماندۀ از آن ناقص می شود،«وصف»است.4.هر آن چه بر چیزی حمل شود را«وصف»گویند؛خواه عین حقیقت آن چیز باشد؛خواه داخل در آن چیز باشد؛و خواه چیزی باشد که خارج از آن چیزی باشد که بر آن حمل می شود.5.وصف،هر چیزی است که خارج از شیء ولی قائم به آن شیء باشد.به عبارت دیگر:هر چیزی که قائم به غیر باشد.6.گاهی نیز«عَرَض»را«وصف»گویند در مقابل«ذات»؛و عرض،آن چیزی است که بر چیز دیگری حمل می شود.7.وصف در اصطلاح اهل لغت:الف:«نعت»را«وصف»گویند.به عنوان«نعت»رجوع شود.ب:«صفت مشتّق»را«وصف»گویند در مقابل اسم.ج:«صفت معنوی»را که لفظی نباشد نیز«وصف»گویند.صفت به معنای آن چه بر چیزی حمل می شود،دو قسم است:1.صفت ثبوتی.آن صفتی است که سلب در مفهوم آن معتبر نیست.2.صفت سلبی.و صفت سلبی،آن صفتی است که سلب در مفهوم آن معتبر است. (1)

وضع

اشاره

-2

«وضع»در لغت،نهادن چیزی بر جایی؛و در اصطلاح فلسفی عبارت است از:1.هیأتی که به اعتبار نسبت برخی از اجزای شییء به برخی دیگر،و نسبت مجموع آن اجزا به امور خارجی،بر آن شیء عارض می شود.به عبارت دیگر:وقتی اجزای متعدّد یک جسم را نسبت به یکدیگر و مجموع آن اجزا را نسبت به خارج در نظر می گیریم،یک هیأت و حالتی محقّق خواهد بود که به آن«وضع»می گویند.مثل قرار گرفتن اجزای بدن انسان به صورتی که سر در جهت بالا قرار داشته باشد که به آن وضعیت ایستاده گویند و هم چنین نشستن،یک وضع است برای انسان.2.هیأتی که به اعتبار نسبت برخی از اجزای جسم نسبت به برخی دیگر حاصل می شود.3.بودن هر چیزی به گونه ای که بتوان به آن اشاره


1- (1) .کشّاف اصطلاحت الفنون و العلوم:1786/2.
2- (2) .الکفایه:10/1؛اصول الفقه مظفّر:9/1؛فوائد الاصول:29/1؛المحاضرات:32/1؛اجود التّقریرات:17/1؛تهذیب الاصول سبزواری:13/1؛کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم:1794/2؛المحصول رازی:57/1.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه