فرهنگ اصطلاحات اصول صفحه 58

صفحه 58

همین آب مدّتی ماند و به خودی خود،مجدّداً رنگ آن به وضعیت طبیعی بازگشت.این جا شک حاصل می شود که آیا نجس بودن آب متغیر به واسطۀ ملاقات با نجاست،علی رغم از بین رفتن تغییر،هم چنان باقی است؟در چنین حالتی بقای نجاست استصحاب می شود.

استصحاب جزئی

«استصحاب جزئی»در مقابل استصحاب کلّی قرار دارد و در جایی است که مستصحب،یک فرد جزئی باشد.مثال:من صبح وضو گرفتم و اکنون که هنگام ظهر است،در عین حال که یقین دارم صبح وضو گرفتم،ولی نمی دانم وضوی من باقی است یا خیر؟استصحاب بقای وضو در این صورت را«استصحاب جزئی»گویند.اما وقتی می گوییم:هر کس(اگر کسی)یقین دارد که وضو گرفته ولی نمی داند که وضوی او باقی است یا نه،بقای وضو را استصحاب کند،این استصحاب را«استصحاب کلّی»می گویند زیرا این صورت دوّم،یک مفهوم کلّی است که افراد فراوان دارد.

استصحاب حال شرع

«استصحاب حال شرع»در جایی متصوّر است که انسان به ثبوت حکم تکلیفی یا وضعی؛کلّی یا جزئی از ناحیۀ شارع یقین دارد ولی شک می کند در این که حکم شرع منتفی شده یا خیر؟مقتضای قاعدۀ استصحاب،بقای حکم شرعی است.

استصحاب حال عقل

مقتضای قاعده عقلی،برائت ذمّه از حکم شرعی الزام آور است تا وقتی که وجود چنین حکمی ثابت و معلوم نشده باشد.این قاعدۀ عقلی را«برائت اصلی»می گویند.اگر مکلّف می داند که از سوی شارع برای فلان موضوع مشخّص حکم تکلیفی الزام آوری وضع نشده بود؛یا چنین حکمی برای او معلوم نشده بود،ولی اکنون شک دارد که آیا حکم شرعی الزام آور برای این موضوع وضع شده است یا خیر؛مقتضای استصحاب حال عقل(برائت اصلی)عدم وضع حکم الزام آور و عمل به یقین سابق است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه