سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 121

صفحه 121

است. چون روشها فرق می کند، موجب تمایز می شود که دو علم داشته باشیم. یکی را انسان شناسی فلسفی و دیگری را انسان شناسی دینی اسم بگذاریم و باز همین انسان شناسی را اگر از راه تجربه و آثار باقیه از انسانهای اولیه موردنظر قرار دادیم، این روش سومی می شود که این روش سوم سبب می شود که علم سومی به وجود بیاید و نام سومی به نام انسان شناسی مثلا جسمانی یا مثلا انسان شناسی زیستی که در زیست شناسی موردنظر قرار می گیرد، پیدا کند.

پس، ما سه علم داریم که هر سه موضوعش انسان است، لکن چون روشها فرق می کند، سبب تمایز و اختلاف علوم می شود و همینطور در مسأله خداشناسی، یک وقت خداشناسی در فلسفه مطرح است که از راه برهان علت و معلول و امثال ذلک شناخت تحقق پیدا می کند، اما همین خداشناسی وقتی که در عرفان مطرح می شود، از راه کشف و شهود شناخت تحقق پیدا می کند.

پس، با این که موضوع بحث، خداشناسی و خداوند است، مع ذلک چون راهها و روشها و اسلوبها متفاوت است، ما حکم می کنیم که تمایز و تعدد به روش و اسلوب تحقق پیدا می کند، اسلوب بحث عقلی غیر از اسلوب بحث کشف و شهود است، غیر از اسلوب بحث آیات و روایت و غیر از اسلوب بحث تجربه است، پس تمایز به این حاصل می شود.

نقدهای نظریّۀ پیشگفته

نقد یکم

آیا این نظریه می خواهد ضابطۀ کلی در باب تمایز علوم به دست بدهد که تمایز علوم به تمایز روشها و اسلوبهاست یا در علوم مشابهه می خواهد این ضابطه را به دست بدهد؟ علوم مشابهه مثل انسان شناسی از دیدگاه عقل که مشابه انسان شناسی از دیدگاه روایات است، آیا بین اینها می خواهد ضابطه بدهد یا بطور کلی تمایز، به تمایز روشهاست، هر علمی که باشد«سواء کان مشابها أم غیر مشابه»؟

اگر می خواهند ضابطه کلی در باب تمایز علوم بدهند که محل بحث ما هم همین است، نمی خواهیم بین علوم مشابهه، ایجاد تمایز کنیم، علومی که هیچ شباهتی به هم ندارند، علم نحو با علم فلسفه مشابه هم نیستند، مع ذلک می خواهیم ببینیم تمایزشان به چیست؟ ما یک ضابطۀ کلی در باب تمایز علوم می خواهیم به دست بدهیم، آیا این حرف شأن نزولش همین است که ما در آن بحث می کنیم که یک ضابطۀ کلی می خواهد در باب علوم به ما بدهد یا این که در محدودۀ علوم مشابهه (علومی که بینشان مشابهت هست) می خواهد یک تمایزی را بیان کند؟ دو احتمال بیشتر نیست.

اگر مقصودشان این باشد که ضابطه کلی در باب تمایز علوم به دست بدهد، علوم مشابهه یا غیر مشابهه باشد، تالی فاسدش این است که انسان شناسی و خداشناسی از دیدگاه عقل، علم واحد است.

برای این که در هردو روش عقلی به کار برده شده است، هردو در روش برهان و استدلال متحدند، روش در هردو یکی است، شما هم که می گویید: تمایز به تمایز روش است، اینجا انسان و خدا را از دیدگاه عقل بررسی می کنیم، آیا مجبوریم در یک علم قرار بدهیم؟ چون هردو را از راه عقل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه