سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 157

صفحه 157

بنابر حکومت، روی حرفی که گفتیم، چون منظور استنباط قطعی است و در ظن انسدادی که نه حکم واقعی قطعی داریم و نه حکم ظاهری قطعی داریم، این از تعریف مشهور خارج است، اما در تعریف مرحوم آخوند(ره) داخل است. برای این که ظن انسدادی بنابر حکومت، در جایی که مقدمات دلیل انسداد تمام باشد، آخرین چاره است، اگر ظن انسدادی را هم کنار بگذاریم، به چه چیز دست بزنیم؟ از چه راهی موقعیت عملی خودمان را بتوانیم تشخیص بدهیم و در مقام عمل چه کار باید بکنیم؟ از کجا حکم را به دست بیاوریم؟ لذا ظن انسدادی این خصوصیت دوم را پیدا می کند که«التی ینتهی الیها فی مقام العمل».

همینطور استصحاب در وجوب نماز جمعه که مجتهد چه موقع سراغ استصحاب می رود؟ آن وقتی که تمام ادله را زیرورو کند، از کتاب و روایات نتواند حکم نماز جمعه را به دست بیاورد و بیچاره شود، آخرین چیزی که می تواند مجتهد دست به دامن او دراز کند، «لا تنقض الیقین بالشک» است که اگر آن هم کنار رفت، دیگر چیزی نیست که مجتهد به وسیله او حکم نماز جمعه را به دست بیاورد. روایات و آیات هم که نتوانستند حکم نماز جمعه را درست کنند، لذا می گوییم: اصول عملیه ای که در شبهات حکمیه جاری می شود، خاصیت دوم را دارد که«التی ینتهی الیها ای ینتقل المجتهد الیها فی مقام العمل» یعنی برای بیان موقعیت عمل. لذا این دو اشکال به تعریف ایشان وارد نیست.

اشکالات امام خمینی«ره» بر تعریف آخوند(ره)

آیا این تعریف فی نفسه درست است یا نه؟ اینجا امام بزرگوار(قدس سرّه) می فرمایند: «انه أسوء التعریفات» بدترین تعریف همین تعریفی است که مرحوم آخوند(ره) ذکر کردند. بعد دو اشکال به مرحوم آخوند(ره) دارند که البته اشکال دومشان قابل جواب است، اشکال اولشان هم وارد هست، اما خیلی مهم نیست و اشکالات مهمتر به مرحوم آخوند(ره) وارد است که بعضی را عرض می کنیم.

اما آن اشکالی که به مرحوم آخوند(ره) وارد است و خیلی مهم نیست، این است که کلمه صناعت مربوط به علوم عملیه است، صناعت را در نجاری و آهنگری به کار می برند، اینها که آثار عملیه مشهوده و آثار خارجیه ملموسه دارد، کلمۀ صناعت در اینها به کار می رود. علم اصول که آهنگری نیست که انسان کلمه صناعت را در آن به کار ببرد، در تعبیرات روز هم که می گویند علم و صنعت، صنعت در یک محدوده خاصی تعبیر می شود، اما اسم علم اصول را صناعت بگذاریم، صحیح نیست.

به دنبال این می فرمایند: شما می گویید: «صناعه یعرف بها القواعد» پس اینجا«ما یعرف» و «یعرف بها» داریم، دو چیز داریم: چیزهایی شناخته می شود و چیزهایی به سبب او شناخته می شوند.

آن چیزهای اول«صناعه یعرف بها»، پس این صناعت وسیله معرفت«یعرف بها» است، «یعرف» چه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه