سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 174

صفحه 174

اگر شما نسبت به یک حکم شرعی، مثبتی ندارید، لکن منجّز دارید یا نسبت به یک حکم شرعی معذّر دارید، از همین معذر و منجز هم تعبیر به استنباط می کنیم و می گوییم: داخل در استنباط است.

بعد می فرماید: بله، آن تعریفی که مشهور کرد و کانّ مرحوم آقای آخوند(ره) مسأله اصول عملیه را اشکال به مشهور کرد، مشهور برای استنباط یک معنای محدودی قائل شده است، آنها هم اگر مثل ما یک معنای وسیعی برای استنباط قائل بشوند، به آنها هم اشکال وارد نیست، لذا ما دایره استنباط را اینطوری توسعه می دهیم.

توضیحی از استاد پیرامون پاسخ پیشگفته

اینجا نیاز به توضیحی داشت که اگر دایره استنباط را توسعه دادیم، آیا فرق بین قواعد فقهیه و «لا تنقض الیقین بالشک» به چه کیفیتی تحقق پیدا می کند؟ مستشکل گفت: بین این دو هیچ فرقی نیست، شما قاعده«کل ما یضمن» را بر بیع منطبق کنید، ما هم«لا تنقض» را بر نماز جمعه منطبق می کنیم، اگر استنباط است، هردو استنباط است و اگر هم تطبیق است، هردو تطبیق است. در مقام جواب از این اشکال، ایشان اکتفا کردند به این که ما از استنباط، یک معنای وسیعی استفاده می کنیم.

حالا که از استنباط یک معنای وسیعی استفاده کردید، منجزیّت و معذریّت را در کار آوردید، چطوری اینجا پیاده می شود؟ این را دیگر توضیح ندادند با این که نیاز به توضیح داشت و توضیحش این است که ما در مسأله نماز جمعه وقتی که سراغ لا تنقض می رویم، منجّز و معذّر است.

اگر لا تنقض بر وفق واقع بود و حکم نماز جمعه به حسب واقع در عصر غیبت، وجوب بود، همین لا تنقض گریبان ما را می گیرد، مسأله را بر مکلف منجّز می کند، کما این که اگر فرضا نماز جمعه به حسب واقع حرام باشد، لا تنقضی که اثبات وجوب نماز جمعه در عصر غیبت را می کند، نسبت به آن حرمت واقعی عنوان معذّر دارد یعنی خداوند نمی تواند بگوید: چرا نماز جمعه محرّم را در عصر غیبت آوردید، با این که«لا تنقض الیقین بالشک» اقتضای بقاء وجوب نماز جمعه را می کند. پس در حقیقت در مورد نماز جمعه که مشکوک الحکم است فی عصر الغیبه«لا تنقض» به عنوان منجز و معذر مطرح است، اما در قاعده فقهیه اینطور نباید باشد، در قاعده فقهیه چون عنوان فردیت مطرح است، دیگر منجّز و معذّر نیست. برای این که فرقی نیست بین آن مورد که بیع است و بین«کل ما یضمن بصحیحه یضمن بفاسده»، بیع به عنوان فرد در این قاعده مطرح است، اما نماز جمعه، نه تنها به عنوان فرد مطرح است، لا تنقض پشتوانه است در آنجا، لا تنقض منجزیت و معذریت به وجود می آورد. (این تکه در کلام ایشان توضیح داده نشده است، اما روی سبک بیان ایشان، مرادشان چنین است).

پس، رکن اول در کلام ایشان در حقیقت روی کلمه استنباط متکی است و هدف، اخراج قواعد فقهیه ای است که شبهه دخول در تعریف علم اصول را دارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه