سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 183

صفحه 183

مستقیما حکم عملی نیستند. مباحث مربوط به طهارات و نجاسات و مطهرات، اینها مستقیما حکم عملی نیست. «الدم نجس» این حکمی است به نجاست روی موضوع دم و عنوان عملی در نفس این حکم وجود ندارد؛ منتها یک حکم دیگری داریم که«کل نجس یجب الاجتناب عنه» اما آن یک حکم دیگری است، «الدم نجس»، خودش یک حکم مستقل وضعی است و حکم الهی کلی فرعی است.

لذا می فرماید: قید عملی بودن را در این اولی ذکر نکردیم تا کثیری از احکام استنتاج شده مثل وضعیات، طهارات، نجاسات، مطهرات، منجسات و امثال ذلک را شامل شود.

اما این که دوتا کردیم، روی همان نکته ای که مرحوم آقای آخوند(ره) بیان کردند. دیدید که مرحوم آقای آخوند(ره) هم برای قواعد اصولیّه یکی از دو خصوصیت را مطرح کرد که خصوصیت دومش«او التی ینتهی الیها فی مقام العمل» بود که در کلام ایشان به عنوان وظیفۀ عملیۀ مطرح شده، یعنی قواعد اصولیه گاهی استنتاج حکم الهی نمی کند، گاهی حکم شرعی را بیان نمی کند؛ لکن وظیفۀ مکلف را در مقام عمل بیان می کند و مثالش هم همان مسألۀ ظن انسدادی است بنابر حکومت به آن کیفیتی که ما قبلا ذکر کردیم.

آنگاه در پایان می فرمایند: بعضی از مسائل هست که بین علم اصول و بعض علوم دیگر متداخل است. مثل این که شما بحث می کنید که آیا هیئت افعل از نظر لغت، وضع برای وجوب شده یا نه؟ این مسأله، هم مسألۀ اصولیه است و هم مسألۀ لغویّه، مانعی ندارد که علوم در بعضی از مسائل تداخل کرده باشند. لکن روی معیاری که در تعریف علم اصول بیان شد، باید بگوییم: همین مسأله که هیئت افعل آیا لغتا برای وجوب وضع شده یا نه، را با دو دید می شود بررسی کرد، گاهی لغوی این مسأله را بررسی می کند، از نظر لغوی، خود این مسأله استقلال دارد. خود این یک لفظی است، یک هیأتی است، بحث می کند که آیا از نظر لغت موضوع له اش وجوب است یا نه؟ اما همین مسأله، وقتی که در اختیار اصولی قرار می گیرد، چون اصولی قواعد اصولیه را برایش آلیت قائل است و مقدمۀ للفقه می داند، لذا دیدش در رابطۀ با این مسأله هم همان دید آلی است. لغوی به عنوان استقلالی نگاه به این مسأله می کند، اما اصولی به عنوان آلی نگاه به مسأله هیئت افعل از نظر دلالت بر وجوب می کند.

نقد استاد بر کلام امام راحل(ره)

روی هم رفته این تعریفی که ایشان فرمودند، جدا أسدّ التعاریف است و از همۀ تعاریف اشکالش کمتر است، منتها بعضی از اشکالات در اینجا هست، یکی همان مسألۀ قاعدۀ حلیّت و طهارت است که ایشان خودشان دفع توهم کردند و فرمودند: مانعی ندارد ما ملتزم بشویم به این که اینها مباحث اصولیه نیستند.

البته معنایش این است که برائت شرعیّه را از برائت عقلیه جدا کنیم، بگوییم: برائت شرعیه داخل در مسألۀ اصول نیست، اما برائت عقلیه به عنوان مسألۀ اصولیه مطرح است و این قدری سخت است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه