سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 185

صفحه 185

درس بیست و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

توضیحی پیرامون قواعد اصولی و فقهی

اشاره

برای تکمیل بحث، لازم است این مطلب را هم بحث کنیم که موارد زیادی مبهم است که فلان مسأله که به صورت قاعدۀ کلیه است، آیا«مسأله أصولیه أم مسأله فقهیه؟» تمایز مسألۀ اصولیّه از مسألۀ فقهیّه چیست؟ می دانیم که قواعد کلیّۀ زیادی در فقه داریم و حتی کتابهایی به عنوان«القواعد الفقهیه» یا«قواعد الفقه» در این رابطه نوشته شده است و در آنجا هم مثل علم اصول قواعدی را مطرح می کنند و مورد بحث قرار می دهند و اثباتا یا نفیا نتیجه گیری می کنند. ضابط مشخصی برای این جهت که قاعدۀ اصولیّه چه خصوصیتی را باید دارا باشد تا به آن قاعدۀ اصولیه گفته شود و قاعدۀ فقهیه چه مزیتی را دارا هست که به آن قاعدۀ فقهیه گفته می شود، ملاک و ضابطه در این رابطه چیست؟

در این زمینه مرحوم محقق نائینی(ره) می فرماید: قاعدۀ اصولیّه و مسألۀ اصولیّه عبارت از قاعده ای است که متضمن حکم کلّی است و در رابطۀ با جزئیات هیچ نقشی ندارد. نتیجۀ مسألۀ اصولیّه به عنوان یک حکم کلی مطرح است و اصلا به احکام جزئیّه ارتباط پیدا نمی کند؛ اما قواعد فقهیّه، ولو این که گاهی نتیجۀ آنها هم حکم کلی است، اما در عین حال، صلاحیت این معنا را هم دارد که دربارۀ حکم جزئی به آن قواعد تمسک کنیم، یعنی متضمن حکم جزئی هم هست. مثلا در قاعدۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه