سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 186

صفحه 186

«ما یضمن» ولو این که شما از این قاعده حکم بیع فاسد را استفاده می کنید و حکم بیع فاسد به عنوان حکم کلّی مطرح است، اما در عین حال، اگر در یک مورد جزئی هم شما بخواهید به این قاعده تمسک بکنید، مانعی ندارد. در یک بیع شخصی، در یک بیع جزئی فاسد، اگر شما بخواهید ببینید ضمان هست یا نه؟ می توانید به قاعدۀ«ما یضمن» تمسک کنید و بگویید: «کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده و هذا البیع الشخصی عقد یضمن بصحیحه فیضمن بفاسده». اما برخلاف«لا تنقض الیقین بالشک» که در بحث استصحاب بحث می کنید که استصحاب گاهی در شبهات موضوعیه جاری می شود و گاهی در شبهات حکمیه، گاهی«لا تنقض الیقین بالشک» را در مورد نماز جمعۀ مشکوک الوجوب فی عصر الغیبه استفاده می کنید، گاهی«لا تنقض الیقین بالشک» را در مورد نجاست عبای خودتان که اول آفتاب نجس بوده و حالا شک دارید که نجاستش رفع شده یا نه، پیاده می کنید به عنوان شبهۀ موضوعیه.

شاید در ذهن شما بیاید که«لا تنقض» هم مثل قاعدۀ«ما یضمن» شد. هم در موارد کلی از آن استفاده می شود، هم در مورد حکم جزئی نجاسه هذا العباء الشخصی، از«لا تنقض الیقین بالشک» استفاده می شود. می گوییم: بله، ولی از این راه باید پی به این معنا ببریم که اصول عملیّه ای که در شبهات موضوعیّه جاری می شود، داخل در مسائل اصول نیست. همانطوری که در اول تعریف علم اصول که من نظر مرحوم آخوند(ره) را ذکر می کردم، اشاره کردم که مبنای مرحوم شیخ و مرحوم آخوند(ره) و همینطور از این کلام مرحوم محقق نایینی استفاده می شود که اصول عملیّه ای که در شبهات موضوعیه جاری می شود، مباحثش داخل در مباحث علم اصول نیست. برای این که اصول عملیّه ای که در شبهات موضوعیه جاری می شود، نتیجه اش حکم جزئی است، نتیجه اش نجاسه هذا العباء است. اصاله الحلیه ای که در این مایع مردد بین خمر و خلّ به کار می رود، نتیجه اش حلیه هذا المایع است و حلیه هذا المایع حکم جزئی و مسألۀ اصولیّه نمی تواند مفادش حکم جزئی باشد. مفاد مسألۀ اصولیه باید حکم کلّی باشد؛ اما برخلاف قاعدۀ فقهیّه که هم برای استفادۀ حکم کلّی احیانا قابل طرح است و هم صلاحیّت برای استفادۀ حکم جزئی دارد.

خلاصۀ امتیاز اول

در حقیقت ملاک فرق روی این مبنایی که ایشان در اوایل بحث اصولش مطرح کرده، این است که «المسأله الفقهیه صالحه لاستفاده الحکم الجزئی و المسأله الاصولیه لا تصلح الاّ لاستفاده الحکم الکلی» و روی همین جهت اصول عملیه ای که در شبهات موضوعیه جریان پیدا می کند، خارج از مباحث علم اصول است، در اوایل اصول مرحوم نایینی اینطوری بحث کردند؛ لکن در کتاب استصحاب تقریبا دوتا فرق را بیان کردند، ولو این که این دو جهت باهم ارتباط هم دارد. یکی همین مسألۀ کلیت و جزئیت است، منتها با یک اضافه ای، جزئی را اینطوری معنا کردند، گفتند: جزئی آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه