سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 19

صفحه 19

را بگیریم، وگرنه این دو مقدمه ارتباطی باهم پیدا نمی کند و نمی شود که در مقدمه اولی مقصود از واحد یک واحد باشد و در مقدمه دوم یک واحد دیگر و حتما باید این دو واحد در این دو مقدمه یک معنا داشته باشند و اگر بخواهد در مقدمه اولی مقصود از واحد، واحد حقیقی و شخصی باشد، عرض کردیم که هیچ انطباق بر استدلال پیدا نمی کند و مسأله جامع بین موضوعات، هیچ مرتبط به این دلیل نخواهد بود.

لیکن ما برای تکمیل بحث، آن دوتا احتمال را عرض می کنیم. چون واقعیت در بعضی از آن دوتا احتمال دیگر است که عرض می کنم ان شاء الله.

نقد دوم بر دلیل مشهور

احتمال دارد که مقصود از واحد در این مقدمه اولی، واحد نوعی باشد، واحد نوعی همان بود که ما اشاره کردیم، شما می گویید: «الانسان واحد» با این که انسان مصادیق متعدده دارد، لکن مقصود از این واحد یعنی«واحد بالنوع، واحد نوعا»، یعنی وحدت نوعیه در انسان وجود دارد و به عبارت روشن تر«الانسان نوع واحد». اگر در باب اغراضی که مترتب بر علوم و مسائل علوم می شود، شما وحدت نوعیه را ملاحظه کنید، در باب علم نحو فرضا سه مسأله دارید: ( 1 - الفاعل مرفوع 2 - المفعول منصوب 3 - المضاف الیه مجرور) غرض از علم نحو«صون اللسان عن الخطأ فی المقال» است. این جا یک سؤالی مطرح است که آیا هر مسأله ای از مسائل علم نحو در این«صون اللسان عن الخطأ فی المقال» نقش دارد یا همانطوری که در احتمال گذشته گفتیم مجموعۀ مسائل نقش دارد؟ روی احتمال گذشته یک تالی فاسد مهمی در کار بود و آن تالی فاسد این بود که اگر شما می گفتید که «صون اللسان عن الخطأ فی المقال» یک غرض واحد شخصی است و مترتب بر تمام مسائل علم نحو است، لازمه اش این بود که اگر کسی از هزار مسألۀ علم نحو مثلا یکی از آنها را فقط بلد نباشد، اما نهصد و نود و نه تای آن را بلد است، او«صون اللسان عن الخطأ فی المقال» ندارد. برای این که اگر ما یک علتی پیدا کردیم که مرکب از هزار جزء باشد، اگر این یک جزئش کم باشد، اثری ندارد، مثل باب نماز، شما جمیع مقدمات و مقارنات و افعال و خصوصیات نماز را رعایت کنید، الا یک جزء کوچک را عمدا ترک کنید«لم تأت بشیء اصلا».

روی احتمال اول باید چنین معنایی باشد، اگر«صون اللسان عن الخطأ فی المقال» یک واحد شخصی است و این هم مترتب بر مجموعه مسائل علم نحو است، از هزار مسألۀ علم نحو اگر کسی یکی را بلد نباشد، اصلا مثل این که نحو را نخوانده است، درحالی که مسأله این طور نیست، مسأله این است که شما هر مسأله ای از علم نحو را بخوانید و معرفت بر آن پیدا کنید، یک مصداق«صون اللسان عن الخطأ فی المقال» درست می شود، شما اگر«الفاعل مرفوع» را خواندید و عمل کردید و در مقام اخبار گفتید: «جاءنی زید» آیا این«الفاعل مرفوع» زبان شما از خطأ در مقال محفوظ نگاه داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه