سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 194

صفحه 194

ذاتی و علاقۀ ذاتی بین لفظ و معنا چیست؟ آیا این مسأله را در تمامی موارد می گویند، حتی در اسماء شخصیه ای که پدر برای فرزندش نام می گذارد، این یک مسأله وجدانی است که تا زمانی که پدر انتخاب نام نکرده باشد، این موجود بلا اسم خواهد بود و هیچ اسمی نمی تواند قبل از تعیین پدر حکایت از این مولود کند، این پدر است که انتخاب اسم می کند و لفظی را برای حکایت از این مولودی که خداوند به او عنایت کرده است، وضع می کند.

اگر علاقه را ذاتی می دانند، در اعلام شخصیه هم این حرف را دارند یا تنها در رابطۀ با مفاهیم کلّی این حرف را می زنند. از کلماتشان چیزی استفاده نمی شود که آیا مدّعای اینها تنها در محدودۀ الفاظی است که دلالت بر مفاهیم کلیّه می کند یا این که اعم از اینها و حتی اعلام شخصیّه است و حتی اسمی که پدر برای فرزندش می گذارد. اگر بخواهند مسأله را تعمیم بدهند، وجدان اقوی شاهد بر بطلان این مدعاست.

من شنیده ام که در غرب، فلسفه ای بنام«فلسفۀ الفاظ» دارند که بر الفاظ تکیه می کنند و مسائل را از راه الفاظ ریشه یابی می کنند، شاید این هم از همین توهم باشد که خیال کرده اند بین الفاظ و معانی علاقۀ ذاتی هست، لذا مبنای فلسفه را الفاظ قرار داده اند، والاّ اگر بین الفاظ و معانی وضع واسطه شده باشد که آن هم اعتباری است، مقصود اینها از علاقه و ارتباط ذاتی چه خواهد بود؟

توضیح و نقد وضع ذاتی

دو احتمال دارد و هر احتمالی هم دو احتمال دارد که مجموعا چهار می شود.

1 - مقصود از ارتباط و علاقه، همان ارتباط و علاقۀ علیّت و معلولیّت باشد.

2 - مقصود از ارتباط و علاقه، همان باشد که ما تعبیر به اقتضا می کنیم، اقتضا مرحله ای است از ارتباط، اما به مرحلۀ علیّت تامه نمی رسد.

پس، ممکن است مقصودشان علیّت یا اقتضا باشد؛ علی کلا التقدیرین، آیا مقصود اینها از معنا واقعیّت معناست؟ ماء، واقعیّت آب یا مقصودشان از معنا انتقال مستمع و التفاتی است که مستمع از راه لفظ به معنا پیدا می کند؟ اگر مقصودشان از ارتباط، علیّت تامه باشد و مقصود از معنا، واقعیت معنا باشد، باید بگوییم که الفاظ، علّت موجدۀ معانی است یعنی لفظ الماء، حقیقت آب را ایجاد می کند و «لفظ الماء عله موجده للمعنی» آیا این را می توانند بگویند که علت موجدۀ حقیقت ماء که عبارت از آن مایع سیّال است، لفظ الماء است؟ یعنی همان گونه که نار سببیّت برای واقعیّت حرارت پیدا می کند، همان گونه که نار علت موجوده حرارت است، آیا لفظ الماء هم علت موجدۀ حقیقت ماء است؟ این را کسی نمی تواند تفوّه کند.

در رابطه با اقتضائش هم مسأله همین است؛ آیا انسان می تواند این حرف را ثبوتا احتمال دهد که موجد الماء ولو به نحو الاقتضاء، لفظ است؟ ما می بینیم که الفاظ بعد از معانی تحقق پیدا کرده است،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه