سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 196

صفحه 196

دو وجه در ابطال احتمال چهارم

1 - امام می فرمایند: دربارۀ خداوند ثابت شده که بساطت من جمیع الجهات دارد و آنجا هیچ نوع ترکّب و تجزیه ای قابل تصور نیست، مع ذلک می بینیم که«له الفاظ مختلفه فی اللغه الواحده فضلا عن اللغات المتعدده» الفاظ مختلفه ای حکایت از این ذات بسیط می کند و الفاظ مختلفه ای دلالت بر خداوند تبارک و تعالی دارد، شما که بین الفاظ و معانی ارتباط قائل هستید، شکی نیست در این که این الفاظ اختلاف دارد، مخصوصا لغتهای مختلف، کلمۀ خدا در فارسی، کلمه اللّه در عربی، هیچ اشتراکی باهم ندارند، اما در عین حال، هردو حکایت از آن ذات بحت بسیط می کنند. اگر بین هر کدام از این دو لفظ ارتباطی با معنا - ولو به نحو اقتضا که من اضافه می کنم - وجود داشته باشد، لازمه اش این است که در ذات بسیط دو جهت وجود دارد، یک جهتش با لفظ اللّه مرتبط است، یک جهتش هم با لفظ خدا مرتبط است. آنجا ما دو جهت تصور نمی کنیم، ترکیب و تجزیه ای در آنجا تحقق ندارد. اگر شما دو مقتضی به این کیفیّت تصور کنید، لازمه اش این است که در ذات خداوند تبارک و تعالی باید تعدد جهت قائل بشوید، درحالی که این ممتنع است.

2 - بعض الاعلام می فرمایند: در لغت عرب الفاظی داریم که برای دو معنا یا بیش از دو معنای متضاد وضع شده است، مثل لفظ«قرء» که در آیه طلاق وجود دارد. کلمۀ«قرء» هم برای طهر وضع شده است و هم برای حیض که طهر و حیض متضاد به تمام معنا هستند. کلمۀ«جون» هم برای اسود وضع شده است و هم برای ابیض؛ اگر شما علاقۀ ذاتی بین لفظ و معنا قائل هستید، باید بگویید این لفظ، اقتضاء متضادین دارد، آیا می شود لفظ، اقتضاء متضادین داشته باشد؟ یعنی هم سنخیّت با طهر و هم سنخیّت با حیض داشته باشد؟

پس، لازمه علاقۀ ذاتیه این است که باید بین دو معنای متضاد، ایجاد علاقه و ارتباط کنید و حال این که فرض تضاد، مسأله را به کلی از بین می برد.

دلیلی بر نفی مدخلیّت وضع

اشاره

دلیل نفی مدخلیّت وضع این است: اگر در مسأله ارتباط بین الفاظ و معانی، پای وضع را در بین بیاوریم، این سؤال پیش می آید که واضع به چه مناسبت لفظ ماء را برای آب وضع کرده است؟ چرا لفظ نار را برای آب وضع نکرد؟ بین لفظ ماء و لفظ نار چه فرق بود؟ اگر فرقی نیست و الفاظ با معانی ارتباطی ندارند، الفاظ در یک صف و معانی در صف دیگر است، این واضعی که از بین الفاظ، لفظ ماء را برای حقیقت آب وضع کرد، ترجیح من غیر مرجح است و چون ترجیح من غیر مرجح محال است، پس باید بگویید مسأله به وضع ارتباط ندارد، مسأله به روابط ذاتیّه بین الفاظ و معانی مرتبط است.

لفظ ماء ذاتا با حقیقت آب ارتباط دارد، والاّ اگر ارتباط نداشت، به چه مناسبت لفظ ماء را واضع انتخاب کرد؟ این ترجیح من غیر مرجح است و باطل است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه