سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 197

صفحه 197

دو نقد بر دلیل پیشگفته

اولا: ترجیح من غیرمرجح باطل نیست. آنکه در جای خودش ثابت شده است، این است که معلولی بدون علّت تحقق پیدا کند که اصطلاحا تعبیر به ترجّح من غیر مرجح می کنند، این محال است. اگر موجود ممکن معلول شد، امکان ندارد با نبود علّتش تحقق پیدا کند و امکان هم مساوق با معلولیّت است. اما ترجیح من غیرمرجح فعل من است، چه اشکالی دارد؟ عملا انسان می رود کتابفروشی، می خواهد کتاب کفایه بخرد، می بیند ده دوره کتاب کفایه آنجا چیده اند، یک دوره اش را برمی دارد، اگر کسی از او سؤال کرد: شما به چه مناسبت این دوره را برداشتی؟ می خواستی دورۀ بغلی را برداری، آیا اینجا ترجیح من غیرمرجح محال است؟ فرق نداشت که همۀ دوره ها مثل هم مساوی بود، ما یکی را برداشتیم، این اسمش ترجیح من غیرمرجح است و محال هم نیست. هیچ مرجحی برای این دوره ای که شما برداشتید، وجود نداشته است، این هم یکی از دوره ها بوده است و خصوصیّتی و اضافه ای که موجب شدّت رغبت باشد، در کار نبوده است. انسان تشنه است، می بیند سه لیوان آب وجود دارد و همه مثل هم سرد و خنک است، یکی را می خورد. اگر کسی سؤال کند که چرا لیوان اول را برداشتید این ترجیح من غیرمرجح است و محال است؟ می گوید: لیوان دوم و سوم هم مثل این بود، چون رجحانی نبود، من یکی را برداشتم و رفع عطش کردم.

پس، ترجیح من غیرمرجح محال نیست و شاهدش هم وجدان است. دلیلی هم بر محال بودنش قائم نشده است و ما بالوجدان می بینیم مواردی هست که انسان احساس می کند که هیچ فرقی وجود ندارد، لیکن یک لیوان آب یا یک دوره کتاب برمی دارد.

ثانیا: اگر گفتیم حق با شماست و ترجیح من غیرمرجح محال است، اما چه کسی گفته است که این مرجح ارتباطی به علاقه ذاتیه دارد؟ مرجحات دیگر در کار است. مثل این که شما در مقام نامگذاری فرزندتان فکر می کنید که آیا نام مقدس حضرت فاطمه یا زینب را برایش بگذارم؟ چند اسم پیش می آید، بعد می گویید که از نام مقدس حضرت زهرا نمی شود گذشت، این نام را انتخاب می کنی.

مرجح، موافقت با نام مقدس حضرت زهراست، نه این که بین لفظ و معنا علاقۀ ذاتی وجود دارد.

در باب وضع هم چنین است. گاهی ممکن است واضع وقتی حقیقت آب را دیده است، لفظ ماء زودتر به ذهنش آمده است، اگر واضع بشر باشد که خودش هم بحثی دارد که واضع چه کسی است.

اگر واضع را بشر فرض کردیم که می خواهد یک لفظی برای این معنا وضع کند، مثل جریان شناسنامه که آن هنگام دربارۀ لقب و فامیل خیلی بحث بود، از زمان تأسیس شناسنامه مسأله لقب مطرح شد.

گاهی بعضی به اداره آمار می رفتند، مأمور می گفت: لقبت چیست؟ می گفت من لقبی را انتخاب نکرده ام. می گفت: تو به چه چیز علاقه داری؟ مثلا می گفت: من به امام حسین خیلی علاقه دارم.

می گفت: لقبت حسینی شد. لازم نیست که مرجح، علاقۀ ذاتی بین لفظ و معنا باشد، هزار جور مرجح در کار است که اقتضا کرده است این الفاظ در برابر معانی وضع شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه