سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 204

صفحه 204

دیگری به آنها این معنا را عنایت کرده است. مسأله وضع در تاریخ بشر، شاید از اهمّ وقایع تاریخی بشر باشد با ارتباطی که این مسأله با زندگی بشر در هرکجا و در هر لغتی می تواند داشته باشد. اگر مسألۀ وضع با این اهمیّت مطرح است، شما تمام کتابهای تاریخ را مطالعه بکنید، ببینید در کدام تاریخ یک روزی را به نام روز وضع معرفی کرده است؟ در کجای تاریخ نوشته که در فلان مکان یعرب بن قحطان روی کرسی وضع نشست و الفاظ را برای معانی وضع کرد؟ با این که اگر یک چنین مسأله ای بود، نباید این مسأله را تاریخ، فراموش کند. این در مقایسه با وقایع تاریخی دیگر، در درجۀ اول اهمیت واقع شده است. اما ما هرچه به تاریخ مراجعه می کنیم، می بینیم در تاریخ چنین چیزی مطرح نشده است. کجای تاریخ نوشته شده است که فلان سال، فلان ماه، فلان روز، یک چنین وضعی تحقق پیدا کرده است؟ مخصوصا در لغت عرب که هم گستردگی دارد و هم مورد آشنایی ما هست و تواریخ زیادی به لسان عربی نوشته شده است، ما به چنین چیزی در تاریخ برخورد نمی کنیم.

عدم قدرت انسان بر وضع الفاظ غیرمتناهی

و اما دلیل دومی که ایشان اقامه می کنند. می فرمایند: الفاظ و همینطور معانی، هر دو غیرمتناهی هستند. اما این که الفاظ غیرمتناهی است، برای این که لفظ، ترکیبی از حروف است و این ترکیب را هرطور تصور کنید، باز نوع دیگر و وضع دیگری هم متصور است.

معانی هم غیرمتناهی است. برای این که معانی، که ما الفاظ را می خواهیم در برابر آنها قرار بدهیم، منحصرا معانی ممکنه نیستند تا شما بگویید: ممکن الوجود چطور می شود، غیرمتناهی باشد. ممکن الوجود متناهی است. بلکه دائره الفاظ وسیعتر است، ما برای ممتنعات هم می خواهیم الفاظ قرار بدهیم. گاهی الفاظ مرکب از دو لفظ است که به آنها خیلی کار نداریم، اما گاهی الفاظ یک لفظی می خواهیم قرار بدهیم، می خواهیم بگوییم: فلان چیز محال است، کلمۀ محال«لفظ وضع للمعنی» که آن معنا ممکن نیست تحقق پیدا کند، حالا آن معنا هرچه باشد، «شریک الباری محال، جمع بین الضدّین محال، جمع بین النقیضین محال.» بالاخره در باب الفاظ، خصوص معانی ممکن الوجود مطرح نیست تا شما بگویید: ممکن، چطور می شود غیرمتناهی باشد؟ نه، بلکه ما برای هر چیزی لفظ می خواهیم. ممکن باشد یا واجب باشد یا ممتنع باشد، همۀ اینها نیاز به لفظ دارند. وقتی که سعۀ دائرۀ معانی را در این رابطه فهمیدیم، می فهمیم که معانی هم غیرمتناهی است.

بعد ایشان می فرماید: بشر - ولو هزار نفر - چطور می تواند الفاظ غیرمتناهیه را در برابر معانی غیر متناهیه وضع کند؟ کسی که خودش محدود است، کسی که قدرتش متناهی است، چطور می تواند الفاظ غیرمتناهیه را در مقابل معانی غیرمتناهی وضع کند؟ پس ما مجبوریم که مسأله را مرتبط کنیم به یک ذات مقدّس غیرمتناهی و او خداوند تبارک و تعالی است، واضع را او قرار بدهیم که دیگر در آنجا مسألۀ تناهی و عدم تناهی نمی تواند نقش داشته باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه