سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 1 صفحه 205

صفحه 205

بعد در ذیل کلامشان، تأییدی را ذکر می کنند که ذیل آن توضیح یک جهتی در اصل مطلب است.

گسترش زبان در بین بشر

اما آن چیزی که جنبۀ تأییدی دارد، می فرماید: اگر واضع را بشر فرض کردیم مثلا یعرب بن قحطان واضع است، که الفاظ لغت عرب را در برابر معانی، وضع کرده است، چطور اینها را منتقل به غیر کرده است؟ چطور منتقل به سایر انسانها کرده است؟ آیا دفعتا در اختیار دیگران قرار داده است یا تدریجا قرار داده است؟

اگر بخواهید بگویید: دفعتا قرار داده است، این ممتنع است. چطور می شود یک لغت عربی را که انسان گاهی تعجب می کند، مثلا در باب خمر - ظاهر در حالات مختلف و از اشیاء مختلفه ای که گرفته می شود، هفتاد لفظ دارد. هفتاد لفظ دربارۀ یک خمر و اشباه خمر وجود دارد. همینطور دربارۀ خود این انسان، که از آن اول، اسم دارد، نطفه، علقه، مضغه، جنین، وقتی که متولد شد مولود، رضیع، فتیم، همینطور می رود تا بالا، الفاظ مختلفه به لحاظ حالات مختلفه دارد، همۀ اینها را چطور می تواند دفعتا منتقل به غیر کند و در اختیار دیگران بگذارد؟ این ممتنع است.

اما اگر بگویید: تدریجا این کار را کرده است و لازم نیست که دفعتا این نقل و انتقال و اعلام و تعلیم واقع شده باشد. این سؤال پیش می آید، آن هم با توجه به موقعیّت آن زمان که بین مکانها فاصله بود و وسایل نقلیّه هم در زمانهای طولانی این فاصله ها را طی می کرد، حال فرض کنیم که یعرب بن قحطان در حجاز است، حالا وضع لغت هم کرده است و این را می خواهد در اختیار عرب مصری قرار بدهد، چه مقدار زمان لازم دارد؟ مثلا، حداقل در آن زمان شش ماه زمان لازم داشته، بعد ایشان می گویند: سؤال ما این است که در این ششماه، قبل از آنکه وضع یعرب بن قحطان به مصر برسد، آیا مصریها چطور باهم صحبت می کردند؟ در این شش ماهه هنوز وضع به گوششان نرسیده است و هنوز الفاظ را نمی دانند، آیا با ایماء و اشاره صحبت می کردند؟ که نمی توانیم این حرف را بزنیم، با الفاظ اشاره می کردند؟ یعنی تفهیم و تفهّم می کردند؟ فرض این است که در شش ماه هم وضع یعرب بن قحطان به گوش آنها نرسیده و در اختیار آنها قرار نگرفته است.

علاوه این که ایشان می فرماید: یک چیز دیگری هم در کار است و آن این است، که یعرب بن قحطان رفت روی کرسی وضع نشست، فرض کنید صد نفر هم پای منبرش بودند، می خواهد وضع کند، چطوری با مردم صحبت کرد؟ گفت: ایّها الناس؟ ایها الناس که لفظ است، هنوز که وضع نشده است، گفت: «وضعت»؟ نمی فهمند که معنایش وضع است، چطوری به مردم گفت: من لفظ ماء را برای آب وضع کردم؟ لیوان آب را در دستش گرفت گفت: «هذا ماء»؟ هذا را نمی دانند معنایش چیست. برای این که اولین باری است که می خواهد وضع کند. لذا یک مشکله، این است که اصلا چطور وقتی روی کرسی وضع نشست، مسأله را تفهیم کرد؟ آن هم باز اگر معانی جزئیه باشد خیلی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه